تبليغاتX

    سوسنگرد
سوسنگرد

ديار حماسه

ديار خون

سرزمين رشادت تجلاييها و چمرانها

سوسنگرد

26 آبان سالروز آزاد‌سازي شهر سوسنگرد براي دومين‌بار است. سوسنگرد يك‌بار در روز هشتم مهر اشغال و دهم مهر با عملياتي كه شهيد غيوراصلي در حميديه انجام داد، آزاد شد. بار دوم عراقي‌ها تلاش كردند از طريق لشگر پنجم مكانيزه از جبهه‌ جنوب و از طريق لشگر 9 از جبهه‌ شمال، جاده‌ حميديه _ سوسنگرد و بعد سوسنگرد را اشغال بكنند كه فرمانده سپاه سوسنگرد شهيد محمدرضا پوركيان كه دانشجوي دانشگاه اهواز و عضو سپاه اهواز بود، به دشمن حمله كرد و آن را از جاده حميديه عقب راند و بعد خودش هم شهيد شد؛ بنابراين آنها در اشغال سوسنگرد ناكام ماندند.

عراقي‌ها از تجربه‌ اشغال اول و عقب‌نشيني 24 مهر،آمدند يك برنامه جديدي ريختند و حجم وسيعي را آماده حمله كردند كه قابل توجه است. مخصوصا بعد از اين ‌كه خرمشهر را در چهار آبان اشغال كردند، ...

 
نوشته شده توسط:پرستو در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 براي مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد
| لينک ثابت |

    عرش زمینی (مناطق عملیاتی 8 سال دفاع مقدس

فكه

فكه بند التهاب روز دهم است

خورشيد فكه همان است كه خداوند به آن قسم ياد كرده است

فكه ايها خلق و خوي احمدي داشتند وعلي وار رشادت ومردانگي بخرج دادند وحسين گونه و مظلومانه در خاك خفتند.

پيكرهاشان هدف تير جفا گرديد.بدن علي اكبرها زير شني تانكها له شد.پاره هاي بدن قاسم بن الحسن را بايد دركانال سوم

گردان حنظله جست و جوكرد.آه از آن لحظه كه تركش خمپاره زماني،حرمله وار گلوي علي اصغر را در آغوش پدر،پاره پاره كرد.

طلوع وغروب فكه سرخ است . پهلوي زهراي اطهر در ارتفاع 143،آنجا كه بر روي پيكر پنجاه شهيد سنگر بتني بنا كردند،شكست و صورتش نيلي گشت.

فكه يگانه سرزمين بكر دست نخورده اي است كه ساكنان آن با خدا معامله وتجارتی سودمند داشتند و شاید خداوند فکه را خلق کرد تا هر عصری کربلائی داشته باشد.

سرزمینی پهناور از رمل و ماسه،با چند تا تپه ماهوری. شیار بین دو تپه،تنها جان پناه نیروها وپر از مین والمِری. دشمن محاصره شان کرد. آتش تمامی نداشت. بچه ها سه روز مقاومت کردند. بدون آب ، در بدترین وضعیت. و سرانجام فكه شد قتلگاه.

فكه آرام و ساکت، ناگفته هایی از شهادت اسراء ومجروحین را در سینه دارد. گروه تفحص در حین عملیات جست وجو به سیمهای تلفنی رسیدند که از خاک بیرون زده بود.رد سیمها را گرفتند و رسیدند به دسته ای از شهدا که دست وپایشان را با این سیمها بسته بودند. معلوم بود که زنده بگور شده اند .اجساد مطهری هم پیدا شد که معلوم بود قبل از شهادت آنها را آتش زده اند ...

واز فراز این جانبازیهاست که من و تو آسوده نفس میکشیم.

 و ای شهیدان! حراممان باد زندگانی اگر بی یادتان بنشینیم.    


 
نوشته شده توسط:پرستو در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387
| لينک ثابت |