تبليغاتX

   

نماز پذیرفته نشده

زکات

نصایحی گهربار از امام عسگری علیه السلام

امام حسن عسکری علیه السلام در نامه‌ای گهربار برای ابن بابویه (1) که از فقهای مشهور زمان خویش بوده است، چنین فرموده‌اند:

«امّا بعد، تو را ای پیر و معتمد و فقیهم، ابو الحسن علی بن حسین قمی، که خدایت ‌برای کسب خشنودیهایش تو را موفّق بدارد و به رحمت خویش، از صلب ‌تو فرزندانی صالح، عطایت فرماید، سفارش می‌کنم به تقوای خدا و بر پای ‌داشتن نماز و پرداخت زکات که نماز از مانعان زکات، پذیرفته نشود.

و تو را سفارش می‌کنم به آمرزش گناه، و فرو خوردن خشم، و صله ‌رحم و همدلی با برادران، و کوشش در (جهت رفع) نیازهای ایشان در سختی و آسانی، و بردباری در برابر نادانان، و نفقه در دین، و تربیت در کارها و رعایت قرآن، و خوشخویی، و امر به معروف و نهی از منکر که‌خداوند فرمود:

{در بسیارى از سخنانِ درِگوشى آنها، خیر و سودى نیست مگر كسى كه به این وسیله، امر به كمك به دیگران یا كار نیك، یا اصلاح در میان مردم كند و هر كس براى خشنودى پروردگار چنین كند، پاداش بزرگى به او خواهیم داد} (2)

... پس به وصیت من عمل کن و شیعیانم را بگو تا بدان وادار شوند. و برتو باد انتظار فرج که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: { برترین اعمال امّت من، انتظار فرج است}، شیعیان ما همواره در اندوه خواهند بود، تا آنکه فرزندم ظهور کند؛ همان که پیامبر صلی الله علیه و آله بدو مژده داد که زمین را از عدل و داد پر می‌کند، پس از آنکه از ستم و بیداد پر شده باشد. پس ای پیرو و شیعه من شکیبا باش و همه شیعیانم را به شکیبایی‌فرمان ده که: { زمین از آن خداست، آن را به هر که از بندگانش خواهد به میراث دهد، و فرجام از آنِ پرهیزکاران است} (3) و درود بر تو و بر تمام شیعیانم و رحمت و برکات خدا بر ایشان باد.»

پاورقی‌ها:

1- علی بن بابویه قمی، پدر شیخ صدوق.

2- سوره نساء، آیه 114.

3- سوره اعراف، آیه 128.

منبع: كتاب هدایتگران راه نور، زندگانی امام عسکری علیه السلام، تالیف آیت الله مدرسی.


 
نوشته شده توسط:پرستو در  شنبه پانزدهم فروردین 1388
| لينک ثابت |

    هل من ناصرا ینصرنی

کیست مرا یاری کند....

غزه در آتش و خون

لحظه به لحظه به محرم نزدیک می شویم در حالی که صدای "هل من ناصر ینصرنی " حسین هنوز به گوشمان می رسد...

لحظه به لحظه به عاشورا نزدیک می شویم در حالی که عاشورای مکرر در کنارمان جاریست...

لحظه به لحظه کسی می خواندمان ....

کیست مرا یاری کند...

غزه در آتش و خون

شمار شهدای غزه طی حملات رژیم صهیونیستی در روز گذشته به این منطقه به بیش از 225 تن رسید.

این در شرایطی است كه بیش از 800 تن در این حملات زخمی شده‌اند... در میان شهدا زنان و کودکان بسیاری دیده می شوند...

 

خدای من....

این چه نوایی است؟

              کیست مرا یاری کند...

غزه در آتش و خون

در این حمله خونین که مصادف با خروج دانش آموزان از مدارس بود صدها تن از کودکان فلسطینی به خاک و خون کشیده شدند و جنایتی دیگر در پرونده سیاه رژیم صهیونیستی ثبت شد.

 

 کیست مرا یاری کند...

خدای من...

این چه روزگاری است...

حسینیان چه اندک و یزیدیان چه بسیارند...

 

اما آمریكا همزمان با تجاوز رژیم صهیونیستی به غزه و كشتار فلسطینیان از محكوم كردن این حملات خودداری كرد و تنها به این توصیه به تل‌آویو بسنده كرد كه در حمله به حماس سعی كند از كشتار غیرنظامیان خودداری كند.

غزه در آتش و خون

 در این میان باز می شنوم ...

    کیست مرا یاری کند...

 

"گوردون جاندرو" سخنگوی شورای امنیت ملی آمریكا كه در شهر "واكو" واقع در ایالت تگزاس سخن می‌گفت، گفت:‌ «آمریكا از اسرائیل می‌خواهد در هنگام هدف قراردادن حماس در غزه از تلفات غیرنظامیان اجتناب كند.»

جاندرو كه به صدور بیانیه‌ای كوتاه در این باره اكتفا كرد، افزود: «حماس اگر می‌خواهد در آینده مردم فلسطین نقش داشته باشد باید فعالیت‌های تروریستی خود را متوقف سازد.»

آمریكایی‌ها در حالی مقاومت مردمی فلسطین دربرابر تجاوزات اسرائیلی‌ها را فعالیت تروریستی می‌خواند كه درباره وضعیت وخیم مردم غزه اعم از كودكان و زنان و بیماران بی‌توجه بوده و اقدامی در جهت فشار بر تل‌آویو برای لغو تحریم‌های همه جانبه این منطقه به خرج نمی‌دهد.

غزه در آتش و خون

یادم می آید...

آن کلام را...

 "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"  را...

و چه می توان کرد...

 هان ای مسلمانان ...

مگر نمی شنوید...

                          صدای پای محرم را...

                                             و نوای  یاری خواهی حسین را...

 

 کیست مرا یاری کند...

غزه در آتش و خون

تبیان

 


 
نوشته شده توسط:پرستو در  یکشنبه هشتم دی 1387
| لينک ثابت |

   

سر سفره حسین(ع)

کل یوم عاشورا

بازار برده ها ارباب حسین(ع) منو خرید
سر سفره حسین(ع) چه چیزایی به من رسید
عکس تو اندازه قاب دل من شده است
عشق تو قاطی این آب و گل من شده است
صداهای شهداء تو گوش ما هی می خونن
قافله داره میره حسینی ها جا نمونن
زندگی بی شهداء برای ما جهنمه
هرچی از هجر اونا گریه کنیم بازم کمه
چی میشه با زینبت(س) ی شب بیای هیئت ما
به خودت قسم آقا، اینجا میشه کربُبلا
به دلم آرزوی مرقد کربلا دارم
دلخوشم یه ارباب کریم و باوفا دارم
هر کی ام یا هر چی ام آقا فقط تو رو دارم
این بار رو راست میگم، من بخدا دوستت دارم
کاش می دونستی آقا که من چقدر دوستت دارم
همه شب به عشق تو سر به بیابون می ذارم
دستت رو بذار رو قلبم تا که آروم بگیرم
اگه تو نیای حسین(ع) من بخدا زود می میرم
اسم تو هرجا بیاد همون جا کربلای ماست

اینم از معجزه ارباب باوفای ماست

از شاعری گمنام


السلام ، السلام

حرم امام حسین علیه السلام

السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا
از کعبه شد جدا سیدالشهداء
به قربانگاه عشق، می‌رود از منا
حسین فاطمه ، عزیز مصطفی
نور چشم علی ، همتای مجتبی
السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا
پیوسته بر لبش ، لبیک و یاربش
یار همراز او ، قهرمان زینبش
همگامی با وفا ، در نماز شبش
همناله ، همنوا ، در هنگام دعا
السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا
آماده کن بستر ، بر سبط پیغمبر
راهت گل افشان کن ، در مقدم اکبر
ای آغوش مهرت ، مهد علی اصغر
رقیه مهمان است ، منزل کن مهیا
السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا
خون مبارزین ، رویت کند رنگین
ای خاک تو مهر ، نماز مصلین
داری عجب آبی ، آب حیات است این
آید لب فرات ، یک تشنه لب سقا
السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا
ای ماه محرم ، ماه خون و شمشیر
ای روز عاشورا ،تو روز عشق و تکبیر
انقلاب ایران ، دارد ز تو تأثیر
گلگون ز شهیدان ، شد بهشت زهرا
السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا
هر مکان کربلاست ، هر زمان عاشوراست
رشته مهر او ، رمز وحدت ماست
ماتمش جاویدان ، پرچم او بر پاست
«حجت بن الحسن» ، گرید در این عزا
السلام ، السلام ، بر تو ای کربلا
ای که پاینده شد ، از تو دین خدا

 

"حبیب چایچیان"

 


 
نوشته شده توسط:پرستو در  یکشنبه هشتم دی 1387
| لينک ثابت |

    ره توشه

سخناني گهر بار از امام محمدتقي{ع}

ویژه نامه شهادت امام جواد علیه السلام

عرضه نیاز به خدا

«من استغنى بالله افتقرالناس الیه و من اتقى الله احبة الناس ؛ كسى كه با توكل به خداوند روى نیاز از مردم برگرداند، مردم به او روى مى آورند و كسى كه تقواى الهى را پیشه كند، مردم او را دوست مى دارند»

نیاز به نیکوکاری

«اهل المعروف الى اصطناعه احوج من اهل الحاجة الیه لان لهم اجرهم و فخره و ذكره فما اصطنع الرجل من معروف فانما یبدء فیه نفسه ؛ نیاز نیكوكاران به احسان بیش از نیازمندان است زیرا نیكوكارى براى آنان پاداش، افتخار و نام نیك به دنبال دارد، بنابراین انسان هر گاه كار نیكى انجام دهد ابتدا به خویشتن نیكى كرده است»

خصلت های خوب و بد

«ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله تعالى: كثرة الاستغفار و لین الجانب و كثرة الصدقة و ثلاث من كن فیه لم یندم: ترك العجله و المشورة والتوكل على الله عند العزم ؛ سه ویژگى انسان را به رضوان الهى رهنمون مى نماید: آمرزش خواستن زیاد از خداوند و نرم خویى و زیاد صدقه  دادن و سه خصلت در هر فرد باشد پشیمان نمى شود: شتاب نورزیدن در كارها، مشورت و نظرخواهى از دیگران، توكل بر خدا به هنگام تصمیم گیرى»

یک توصیه

«صن نفسك عن عار العاجلة و نارالاجله ؛ خود را از كارهایى كه موجب ننگ در دنیا و عذاب در آخرت است حفظ كن»

نصیحت پذیری

«المؤمن یحتاج الى ثلاث خصال: توفیق من الله و واعظ من نفسه و قبول ممن ینصحه ؛ مؤمن به سه خصلت نیازمند است: توفیق الهى و وجدان بیدار و نصیحت پذیرى از كسى كه او را از روى خیرخواهى اندرز مى دهد»

توکل بر خدا

«و من توكل على الله كفاه الامور و التوكل على الله نجاة من كل سوء و حرز من كل عدو ؛ هركس كه به خدا  توكل  نماید خداوند كارهایش را كفایت مى كند و توكل بر خدا مایه نجات از هر بدى و ایمنى از هر دشمن است»

سرانجام زهد

«غایة الزهد الورع ؛ هدف و سرانجام زهد پاكدامنى است»


 
نوشته شده توسط:پرستو در  شنبه بیست و سوم آذر 1387
| لينک ثابت |

    آمپول معنویت

قال امير المومنين علي عليه السلام : اَدَبِ المَرء خَيرُ مِن ذَهَبِهِ

امير المومنين علي عليه السلام:ادب مرد از طلا و ثروت وي با ارزشتر است

شعري در اين باب از جناب آقاي ميرزا حسين ذاكر كريمي مراغه اي

آن خردمند گفــت با پســرش          ادب مـرد به ز سـيم و زرش

مرد اگر مرده از ميان بـرود           نام او زنـده اسـت با هـنـرش

ور خري را كنند اطلس پوش           همـچو طوطي دهند نيشكرش

هـمـه شب در خيال جو باشد            آن خـرّيـت نـميرود زسـرش

زيـر بـار جــهــالـتــش دائــم           خوش نـمايد شكـسـتن كمرش

 


 
نوشته شده توسط:پرستو در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387
| لينک ثابت |

    خاطرات سید علی اكبر ابوترابی

خاطرات سید علی اكبر ابوترابی

حاج آقا ابوترابی

بچه های شجاع خمینى

    بارها پیش مى‏آمد كه تلویزیونها و رادیوهاى مختلف یا روزنامه‏ها از قول سازمانهاى مختلف بین‏المللى صحبت از صلح و آتش‏بس بین ایران و عراق مى‏كردند، ولى مأمورین بعثى مى‏گفتند: همه اینها حرف است و این جنگ فقط به اراده‏ى یك نفر تمام مى‏شود و آن هم رهبر شماست. تا او نخواهد هیچ وقت آتش‏بس نمى‏شود.

یك روز، حدود ساعت دو بعد از ظهر، تلویزیون عراق، ناوهاى آمریكایى را نشان مى‏داد كه وارد خلیج فارس شده بودند و جنگ به خلیج كشیده شده بود. از دور به وضعیت ایران هم اشاره‏اى مى‏كرد. در همین زمان، یكى از كشتیهاى جنگى آمریكا را نشان داد كه مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود. نگهبان بعثى آسایشگاه فحشى به نیروهاى عراقى و صدا و سیماى عراق داد و گفت: من كه مى‏دانم شما این‏قدر شجاعت و صلابت ندارید كه بتوانید گلوله‏اى به سمت نیروهاى آمریكایى پرتاب كنید، مگر این نیروهاى با شهامت ایرانى و بچه‏هاى شجاع خمینى باشند كه این جرأت را داشته باشند. این گلوله را هم آنها به سمت نیروهاى آمریكایى شلیك كرده‏اند.

ناو

 آرى، خود آنها هم از عظمت و صلابت امام خمینى و نیروهاى ایرانى متأثر شده بودند و به شدت از اسراى ایرانى مرعوب بودند؛ مخصوصاً از خصلت سازش ناپذیرى آنها.

 

خبرى كه راست بود

   در اردوگاه تكریت كه بودیم، یك روز دو نفر از بچه‏ها - كه آشپزهاى خودمان بودند- سراسیمه وارد آسایشگاه شدند. اشك در چشمانشان حلقه زده بود و گریه مى‏كردند. وقتى من متوجه موضوع شدم، آنها را به گوشه‏اى بردم و گفتم: شما عرب زبان نیستید، ممكن است خبر را درست نشنیده باشید.

حرم امام

از طرفى، حضرت امام كسالت دارند، شاید شما این خبر را به جاى خبر فوت شنیده باشید. پس به كسى چیزى نگویید تا به شما بگویم چه كار كنید.

 با این دو نفر هنوز مشغول صحبت بودم كه مسئول ایرانى اردوگاه آمد و گفت: ابوترابى، با من بیا، كارت دارم! او مرا به آسایشگاه خودشان برد و گفت: تا حالا چندین بار خبر فوت امام را به دروغ به ما داده‏اند، اما این بار این خبر را از رادیو شنیده‏ایم. من خودم فكر كردم باز هم دروغ است، اما تحقیق كردم و دیدم تمام رادیوهاى بیگانه هم این خبر را منتشر كرده‏اند. فرمانده عراقى اردوگاه نگران بود كه اگر بچه‏ها خبر را بفهمند درگیرى و شورش ایجاد شود. من به او گفتم: اگر شما بخواهید جلو آنها را بگیرید اوضاع خراب‏تر مى‏شود، ولى اگر با آنها كارى نداشته باشید، طبق معمول عزادارى خودشان را خواهند كرد و مشكلى هم به وجود نخواهد آمد و مسأله تمام مى‏شود.

 آنها براى عاشورا و تاسوعا و مراسم عزاى امام حسین‏7 به ما اجازه عزادارى نمى‏دادند، ولى این بار از ترس و وحشت تسلیم شدند و اجازه‏ى عزادارى دادند و گفتند هر طور خواستید عزادارى كنید.

 من از آنها خواستم خبر را منتشر نكنند، چون اگر یكباره این خبر منتشر مى‏شد، مى‏توانست اثرات منفى‏اى براى بچه‏ها و خود آنها داشته باشد. براى همین، من به برادران گفتم، حضرت امام كسالتشان شدیدتر شده است. با شنیدن این خبر، بچه‏ها خیلى ناراحت شدند و بعضیها شروع به گریه كردند و عده‏اى به برگزارى مراسم دعاى توسل پرداختند. عراقى‏ها هم كارى نداشتند، چون خودشان قبول كرده بودند كه بچه‏ها عزادارى كنند.

آزاده، حاج سیدعلى اكبر ابوترابى‏

منبع: مؤسسه فرهنگى پیام آزادگان‏


 
نوشته شده توسط:پرستو در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387
| لينک ثابت |