|
بازی پرتاب سنگ به اسرائیل
|
|
این بازی جدید همین الان{شنبه ساعت۱۹:۳۰} توسط یکی از بازدید کنندگان برای من ارسال شد که از این برادر گرانقدر کمال تشکر را دارم
نوشته شده توسط:پرستو در
شنبه چهاردهم دی 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|
|
|
قاسم بن الحسن بن علی بن ابیطالب علیهماالسلام
پس از شهادت «ابوبکر» برادرش قاسم (دیگر فرزند امام حسن علیه السلام) از خیمه خارج شد. مادر «قاسم» همان «نُقیله» است که درباره او سخن به میان آمد.(1) قاسم نوجوانی نابالغ، اما دلیر بود. همین که چشمان مبارک امام حسین (علیه السلام) به او افتاد، او را در برگرفت و گریان شد.(2) «قاسم» وقتی تنهایی عموی خود را مشاهده کرد، اذن به میدان رفتن خواست. امام او را به سبب کوچکیاش، اجازه نمیفرمود. او پیوسته اصرار میکرد تا این که اذن جهاد گرفت.(3) حمید بن مسلم گوید: «خرج الینا غلامٌ کانّ وجهه شقّة قمرٍ و فی یده السّیف و علیه قمیصٌ و ازارٌ؛ نوجوانی چون پاره ماه به ناگاه در وسط میدان کربلا برای مبارزه طلوع کرد. او لباس رزم به تن و شمشیری به دست داشت.» او پیش میرفت و شمشیر میزد که ناگاه بند کفش چپ او پاره شد.(4) پس قاسم ایستاد تا که بند کفشش را محکم کند.(5) یعنی جمعیت فراوان سپاه دشمن، جرأت پیش آمدن برای مبارزه را نداشت و قاسم آن هزار جنگنده را به حقیقت بی اعتنا مینگریست.(6)
رجز حماسی حضرت قاسم (علیه السلام) در هنگام رزم، رجزهای حضرت قاسم چنین بود: «اِن تنکرونی فانا فرع الحسن سبط النّبِیّ المصطفی و المؤتمن هذا حسینٌ کالاسیر المرتهن بین اناسٍ لاسقطوا صوب المزن؛ اگر مرا نمیشناسید من فرزند امام حسن، نواده پیامبر گرامی مصطفی و امین خداوند هستم؛ اینک این حسین چون اسیران به گروگان گرفته شده و در محاصره، میان مردمی است که هرگز باران رحمت بر آنها نبارد.»
حماسه رزم حضرت قاسم علیه السلام«حمید بن مسلم» که یکی از راویان جنگ است میگوید: هنگامی که «قاسم» در میدان حاضر شد «عمرو بن سعد بن نفیل الازدی» به من گفت: «به خدا سوگند بر او سخت خواهم گرفت.» به او گفتم: «شگفتا! از این کار چه میطلبی؟ در حالی که این جمعیت بسیار، احدی از یاران حسین را باقی نخواهد گذاشت.» او قسم خورد که خود را با قاسم بن الحسن (علیهماالسلام) درگیر خواهد کرد. او شتابان به سوی قاسم حملهور شد و ضربهای به فرق مبارکش زد، «قاسم» از این ضربه با صورت به زمین خورد و فریاد برآورد: «یا عمّاه! عموجان!»، ناگاه امام حسین (علیه السلام) همانگونه که باز شکاری به ناگاه آشکار میشود، به سمت او آمد. او چون شیری خشمگین که بسیار سختی نشان میداد، با شمشیر چنان به «عمرو» حملهور شد که او را غافلگیر کرد. او دستان خود را پیش آورد تا از ضربه کاری امام، خود را باز دارد؛ اما دست او از آرنج چنان شکسته شد که صدای آن شنیده شد. از این ضربه بیتاب شد و نعرهای بر کشید. سپاه عمر برای نجات او به امام حملهور شدند. سینه عمرو بن سعد در این درگیری در زیر سم اسبان پایمال شد و او در دم جان داد.(7) راوی میگوید: زمان اندکی گذشت و گرد و غبار فرو نشست. (دیدم) حسین علیه السلام بر بالین نوجوان ایستاده است. قاسم پاهایش را به زمین میسایید و در حال پر کشیدن به ملکوت اعلی بود. امام حسین فرمود: «بعداً لقومٍ قتلوک، خصمهم فیک یوم القیمة جدّک؛ (از رحمت خدا) دور باشند قومی که تو را کشتند، در حالی که دشمن آنها در قیامت جد تو باشد.» سپس فرمود: «عزّ علی عمّک ان تدعوه لا یجیبک او یجیبک ثمّ لا تنفعک، کثُر واتره و قلَّ ناصره؛(8) بر عمویت سخت است که تو او را بخوانی و او را پاسخ نگوید، یا او تو را پاسخ دهد، اما آن پاسخ، تو را نفعی نرساند. آری، صدایی که به خدا قسم تنهاییاش زیاد و یاورش کم است.»
پس از شهادت حضرت قاسم(علیه السلام)«قاسم» در برابر چشم امام و عموی خود جان داد. پس از آن، امام، قاسم را به سینه خود چسبانید و به خیمه شهدا برد. گویا میبینم که پاهای آن نوجوان بر زمین خط میاندازد، آمد و آمد تا آن که آن نوجوان را در کنار فرزندش علی بن الحسین (علی اکبر) و شهدای اهل بیت که در کنار او بودند نهاد.(9) در نقل دیگری آمده؛ من آن نوجوان را نمیشناختم از کسی نامش را پرسیدم. گفتند: این «قاسم بن الحسن بن علی بن ابی طالب» است.(10) آخرالامر، دیدم که امام گوشه چشمی به سوی آسمان دوخت و گفت: «اللّهمّ احصهم عدداً ولا تغادر منهم احداً ولا تغفر لهم ابداً؛ صبراً یا بنی عمومتی، صبراً یا اهل بیتی لا رأیتم هواناً بعد هذا الیوم ابداً(11)؛ خدایا! تعداد اینها را بر شمار، و احدی از اینها را وامگذار، و هرگز بر نها مبخش، ای پسر عموهایم! (فرزندان عقیل و جعفر طیار) و ای اهل بیتم! [همگی] شکیبا باشید، بعد از این روز، هرگز روی خفت و خواری نخواهید دید.» در زیارت ناحیه مقدسه آمده: درود بر قاسم، فرزند حسن پسر علی، آن عزیزی که فرق مبارکش شکست و ابزار جنگ او به تاراج رفت. هنگامی که عمو را به کمک طلبید، حسین سراسیمه خود را به او رسانید و مردم را از کنار او راند، لیکن قاسم از شدت درد، پای خود را به زمین میکشید. در این حالت بود که امام فرمود: «قومی که تو را کشتند (از رحمت پروردگار) دور باشند، در روز رستاخیز نیای تو و پدرت با اینها دشمنی خواهند کرد.» سپس فرمود: «به خدا سوگند، بر عمویت گران است که او را بخوانی، ولی او تو را پاسخ نگوید، یا هنگامی جوابت دهد که تو کشته شدهای و استخوانهای دست و پایت (شکسته شده باشد.) پس این (شتاب عمویت) به خدا سوگند در هنگامی است که او سخت تنها شده است و یاورانش کم شدهاند.» در زیارت ناحیه مقدسه، امام زمان(عج) در حق خود دعا کرده و از خداوند متعال در خواسته تا او را در قیامت در کنار امام حسین و قاسم، که خداوند آنها را گرد هم آورده، قرار دهد. در همین زیارتنامه، امام، قاتل قاسم «عمرو (عمر) بن سعد بن (عروة بن) نقیل الازدی» را نفرین کرده است. تا این که خداوند او را به دوزخ اندازد و به عذابی دردناک مبتلا سازد.(11)
درسی که میتوان گرفت:در شرافت قاسم همین بس که امام معصوم (علیه السلام) از خداوند درخواست فرموده که در کنار ایشان باشد، در حالی که او در کنار حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) است. این که انسان در نوجوانی چنین به اوج رفعت و شرافت بار یابد، جای غبطه و آرزو دارد. آیا این ولایتمداری قاسم برای نوجوانان ما درس نخواهد بود؟
پینوشتها: 1- تذکرة الخواص، ص 215. 2- متل الحسین خوارزمی، ج 2، ص 27؛ مقتل الحسین علیه السلام، مقرم، ص 331. 3- بحار الانوار، ج 45، ص 34. 4- تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 447؛ مقاتل الطالبین، ص 88. 5- ذخیرة الدارین، ص 286، ابصار العین، ص 72. 6- مقتل الحسین مقرم، ص 331. 7- تاریخ الامم والملوک، ج 5، ص 447؛ ابصار العین، ص 72. 8- مقاتل الطالبین، ص 92؛ الارشاد، ج 2، ص 108. 9- تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 448-447؛ البدایة و النهایة، ج 8، ص 186؛ الارشاد، ج2، ص 108. 10- الارشاد، ج 1، ص 108. 11- مقتل الحسین خوارزمی، ج 2، ص 28. برگرفته از كتاب یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی،با تصرف
نوشته شده توسط:پرستو در
شنبه چهاردهم دی 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|
|
|
|
چهره ها با اشک زیبا میشود
عشق با تصویر معنا میشود
گفتمش بر روي كاغذ عشق را تصویر کن .... در بیابان بلا تصویر یك سقا کشید
چند تا عکس از حرم سقای تشنه لب کربلا ![]() ![]() ![]() ارمنی ها تو خونشون دسته گل یاس میذارن
وقتی که بچه دار میشن اسمشو عباس میذارن
اي دل ار خواهي خدا بيني برو در كربلا
از زمين كربلا تا عرش چندان راه نيست
نوشته شده توسط:پرستو در
سه شنبه دهم دی 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|
|
بى عاطفه بودن قاتلان امام حسین(علیه السلام)
|
|
بى عاطفه بودن قاتلان امام حسین(علیه السلام) ![]() گرچه در طول زمان و عرض زمین هر جا جنگى اتفاق افتاده، یك یا دو طرفِ درگیر بر باطل بودهاند، ولى به هر حال پدیده جنگ جزو ضروریات زندگى بشر شده كه تا كنون گریزى از آن نبوده است. اما جنگجویانى نیز در تاریخ بودهاند كه در میدان جنگ نیز رسم جوانمردى و انسانیت را به جا آوردهاند و هرگز شرافت و مروت را در میدان، سر نبریدهاند ولى آتـشافـروزان بنى امیه، در جنگى ناخواسته و نابرابر، كه بر پاكترین انسانهاى جهان تحمیل كردند، همراه با امام حسین (علیهالسلام) و یارانش، عاطفه و مردانگى و مروت و انسانیت و شرافت را نیز به مسلخ بردند و سر بریدند و بى عاطفهگى و سنگدلى و درندگى را زنده كـردنـد. بـه راسـتى هیچ قلمى تاب نمایاندن آن همه جنایت را ندارد كه در كربلا پدیدار شد. آنچه در زیر مىآید، تنها گوشهاى از آن است. نـقـل اسـت، بـا ایـن كـه شـمـار مردان جنگى جبهه امام حسین (علیه السلام) به صد نفر نمىرسید، سپاهیان یزید در حدود سى هزار نفر بودند كه این، نـشان دهنده نابرابرى در آن جنگ است. (1) همچنین با این كـه زنان و كودكان نیز در میان یاران امام حسین(علیه السلام) بودند، یزیدیان حدود سه شبانه روز آب را بر خیمههاى امام حسین (علیه السلام) بستند.(2) یزیدیان، پس از پیروزى، بدن پاك همه شهیدان را در پیش چشم زنان و كودكان مُثله كردند و سـرهـاى مـقـدس آنـان را بـر نـیـزه بـردنـد و هـمـراه اسـیـران آل پیغمبر(صلی الله علیه و آله) در شهرها و روستاها گردانیدند. یزیدیان، بازماندگان شهیدان كربلا را با وضعى بسیار رقّتبار، بر شتران بى جهاز سـوار كـردنـد و همچون اسیران نامسلمان براى تماشاى مردم بـه بـسیارى از شهرها بردند.(3) هـمـچـنـیـن عـصـر عـاشـورا، خـیمهها را ـ كه تنها پناهگاه داغدیدگان جبهه توحید بود ـ به آتش كشیدند و آنان، شب یازدهم محرم را بدون هیچ سرپناهى در میان انبوه دشمنان به سر بردند. عمر سعد، در روز یازدهم محرم، پس از دفن كشتههاى جبهه خود، پیكر پاك و مُثله شده شهیدان را بـر جـاى نـهـاد و بـه سـوى كـوفـه حـركـت كـرد. پـس از آن كـه اهـل بـیت (علیهم السلام) را به عنوان اسیران جنگى به مجلس عبیدالله بن زیاد آوردند، آن نابخرد به آنان بى احترامى و پرخاش كرد و حتى بر آن شد تا حضرت زینب (علیهاالسلام) و امام سجاد(علیه السلام) را به شهادت برساند كه توسط اطرافیانش از انجام چنین جنایتى منصرف شد. ![]() وقتى بازماندگان شهیدان كربلا وارد مجلس یزید شدند، همه را با طناب بسته بودند و یـزیـد در حـالى كه اشعارى كفرآمیز زمزمه مىكرد، با چوبدستى بر لب و دهان امام حسین (علیه السلام) مىنواخت. ابـوبـرزه اسـلمـى بـه این كار زشت اعتراض كرد، و فریاد زد: «واى بر تو اى یزید! آیا با چوب بر دهان حسین مىزنى؟! من با چشم خود دیدم كه پیامبر لبان او و برادرش حـسن را مىبوسید و مىفرمود: این دو، سروران اهل بهشتند، خدا لعنت كند كشندگانشان را!» همچنین نقل است كـه عبیدالله بن زیاد دستور داد دست و پا و گردن امام زین العابدین (علیهالسلام) را زنـجـیر كنند با این كه آن بزرگوار در كربلا به بیمارى سختى دچار شده بود و هنگامى كه وارد كوفه شد، ایام نقاهت خود را مىگذراند.(4)
پینوشتها: 1- مقتل، ابومخنف، ص 176. 2- همان، ص 98. 3- لهوف، ص 189 ـ 190. 4- مقتل، ابومخنف، ص 212. برگرفته از كتاب عبرتهای عاشورا، علی اصغر الهامینیا .
نوشته شده توسط:پرستو در
سه شنبه دهم دی 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|
|
پیام رهبر معظم انقلاب درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه
|
پیام رهبر معظم انقلاب درباره مصیبت هولناک قتل عام مردم مظلوم غزه |
|
| لينک ثابت
|
|
|
|
|
غزه در آتش غزه فی الحریق Gaza in the fire غزه در خون غزه فی الثار Gaza in blood و نسل کشی در غزه و إبادة فی الغزه And the genocide in the Gaza
اما سکوت دولتهای عربی لكن الحكومات العربية الصمت But Arab governments silence دولتشهر مبارزه غزه مدينة المعركة غزه City fight Gaza تظاهرات مردم سوريه و اردن در اعتراض به حمله وحشيانه رژيم صهيونيستی به غزه حمله وحشيانه رژيم صهيونيستی به غزه
تجمع اقشار مختلف مردم در اعتراض به جنايات رژيم صهيونيستي در ميدان فلسطين تهران
ادامه تصاویر در لینک ثابت
نوشته شده توسط:پرستو در
دوشنبه نهم دی 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|
|
قتل عام مردم غزه با موشک های آمریکایی
|
جروزالم پست{اورشیم پست} فاش کرد : قتل عام مردم غزه با موشک های آمریکایییک روزنامه صهیونیستی فاش کرد، ارتش این رژیم از نوعی سلاح هوشمند ساخت آمریکا برای قتل عام مردم غزه بهره گرفته است.
به گزارش شبکه خبر، روزنامه "جروزالم پست"، امروز نوشت: موشک هدایت شونده هوشمند GBU-39، در چند سال گذشته در آمریکا ساخته شده است. رژیم صهیونیست، یک هزار فروند موشک از این نوع را اواخر سپتامبر(نهم مهرماه) با كشتی از آمریکا وارد كرده است. این موشك های مجهّز به سامانه GPS، از پیشرفته ترین نوع موشک در جهان هستند. قدرت نفوذ این موشک های صد و سیزده کیلوگرمی، معادل بمب نهصد کیلوگرمی است. ولی فقط حدود بیست و سه کیلوگرم مواد منفجره دارند. این موشک ها قادرند بتون مسلّح را به قطر دست کم یک متر بشکافند. همچنین به علّت برخورداری از باله هایی در دو طرف، برد عملیاتی موشک GBU-39 بیش از یکصد و ده کیلومتر است. به گزارش خبرگزاری شینهوآ، مقامات نظامی صهیونیست گفته اند دیروز در حملات هوایی به غزه از این موشک ها استفاده کرده اند.
نوشته شده توسط:پرستو در
دوشنبه نهم دی 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|
|
|
|
همه چیز درباره غزه:دولتشهر مبارزه در روزهای اخیر اخبار زیادی درباره غزه مطرح است.رسانه های داخلی،روزنامه ها،صدا و سیما و حتی رسانه های بین المللی بارها اسم غزه را تکرار می کنند.اما برای برخی این سوال مطرح است که غزه کجاست و دلیل این همه محاصره و نبرد چیست؟ نوار غزه (در انگلیسی: Gaza Strip، در عربی: قطاع غزة و در عبری: (رتزوعات عزه) ناحیهای است نوارگونه که در کنار دریای مدیترانه و در منطقه خاورمیانه قراردارد. نوار غزه از جنوب غربی با مصر مرزی به طول 11 کیلومتر و از شمال و شرق با رژیم صهیونیستی مرزی به طول 51 کیلومتر را داراست. مساحت نوار غزه، 360 کیلومتر مربع است. نوار غزه نامش را از شهر غزه که بزرگترین شهر در منطقه نوار غزهاست، میگیرد. شهرهای رفح،بیت لحیا و خان یونس دیگر شهرهای این نوار کوچک هستند و یک میلیون و سیصدهزار فلسطینی در باریکه غزه زندگی میکنند. این سرزمین میان رژیم صهیونیستی،دریا و مصر قرار گرفته است و در واقع محاصره شده است. هماکنون کنترل نوار غزه در دست نیروهای حماس است. یکی از دلایل اتخاذ راهبرد محاصره فرسایشی غزه توسط رژیم صهیونیستی همین موقعیت جغرافیایی است. اکثر مرزهای زمینی و دریایی نوار غزه توسط رژیم صهیونیستی کنترل می شوند و در واقع فقط 11 کیلومتر مرز با مصر باقی می ماند که آن نیز با هماهنگی مصر و اسراییل به روی مردم این منطقه بسته مانده است. همان گونه که می دانید صهیونیستها به صورت تدریجی سرزمین فلسطین را به اشغال خود درآوردند تصویر ذیل این مساله را به خوبی نشان میدهد. اسراییل به تدریج در طی جنگهای سال 1948 ،1967 و 1973 مناطق بیشتری را اشغال و در مقاطع زمانی بعدی با حمایت ارتش در سرزمینهای اسلامی شهرک سازی را شروع کردند. در نهایت دو منطقه هنوز دارای ترکیب عرب مسلمان باقی مانده و سایر مناطق در اختیار مهاجرین یهودی قرار داده شد.قسمت بزرگتر که کرانه باختری رود اردن نامیده می شود و بخش کوچکتر همان نوار غزه است.این دو بخش از لحاظ جغرافیایی به یکدیگر ارتباط نداشته و از هم دیگر مستقل می باشند. در نقشه زیر دو منطقه نشان داده شده است: یکی از اهداف طرح صلح خاورمیانه ایجاد نوعی دولت در مناطق فلسطینی است.دولت های عربی که خواستار صلح با اسراییل هستند باز گشت اسراییل به مرزهای 1967 را مطالبه می کنند .اما دولت اسراییل به مرزهای 1967 راضی نیست و خواستار توسعه شهرکها در سرزمینهای عربی است. این مساله هم در نقشه زیر توضیح داده شده است: دولت شارون در سال 2005 نوار غزه را به نام حمایت از صلح و در واقع فرار از حملات مبارزان فلسطین غزه را تخلیه کرد اما شهرک سازی در کرانه باحتری را توسعه داد.در انتخابات سراسری تشکیلات خودگردان فلسطین در سال بعد جنبش حماس توانست پیروزی را به دست آورد و اسماعیل هنیه از رهبران این جنبش به نخست وزیری رسید حماس مخفف نام «حرکت مقاومت اسلامی» (به عربی «حرکة المقاومة الاسلامیة») یکی از سازمانهای سیاسی-نظامی فلسطینی است.اما با تحریک سازمان اطلاعات اسراییل موساد ،آمریکا و برخی کشورهای منطقه گروه فتح رقیب حماس ،دولت قانونی فلسطین را برکنار و حذف کرد.اما مردم و حامیان حماس در حرکتی خود جوش کنترل شهر غزه را در دست گرفتند و حماس و دولت فلسطین در این دولت شهر مستقر شدند. حماس به علت اسلام گرایی ،سازش ناپذیری و مخالفت با صلح ناعادلانه بسیار محبوبیت داشته و دولت اسراییل با محاصره غزه در صدد است ضمن ایجاد نارضایی از حماس میان مردم ،به ترور هدفمند کادرها و رهبران این جنبش دست زند تا این جنبش از درون ضعیف و حذف گردد. اسراییل هم چنین به نوعی مجازات دستجمعی برای مردم غزه که از حماس حمایت می کنند در نظر گرفته است. این مجازات دست جمعی و محاصره تاثیر بسیار ناگواری بر اقتصاد و فرهنگ این منطقه پدید آورده است و باید نهادهای حقوق بشری و دولتهای منطقه با دیدی واقع بینانه و ابزارهای موثر از رژیم صهیونیستی بخواهند سیاست محاصره و ترور هدفمند را خاتمه بخشد سید حسین زرهانی
نوشته شده توسط:پرستو در
دوشنبه نهم دی 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|
|
غرب تر از ساحل غربی
|
|
|
| لينک ثابت
|
|
|
حلول ماه محرم احرام بر تمامي جهانيان تسليت باد
|
|
اولين پست پيامك مناسبتي با اسم ارباب سر جدا
اين روزها حال و هواي شهرهامون، حال و هواي محرم را پيدا كرده است. بيرقهاي عزاي "يا حسين" بر سردر خانهها و مغازهها و اماكن مختلف برافراشته شده و با ديدن آنها دلها هوايي ميشوند. باز محرم رسيد و لباس مشكيها محيا، جهت به تن رفتن عاشقان و عزاداران امام حسين عليهالسلام شدهاند. بغضها گلوي محبين حضرتش را ميفشارند و قلوبشان تنگ و نالان شده است. و اين نوا شنيده ميشود: باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است
- هلال ماه محرم است، دلم شكستهي غم است ندا رسد ز آسمان محرم است، محرم است
- امام حسين (عليه السلام) ميفرمايد: خداوند به هر کس راستگويي و نيکخويي و پاکدامني و پاکخوري روزي کند خير دنيا و آخرت را ويژه او ساخته است.
- امام حسين (عليه السلام) فرمود: گريستن از خشيت خدا، رهايي از آتش دوزخ است و فرمود: گريه ديدهها و خشيت دلها، رحمتي از خداست.
- امام حسين (عليه السلام) فرمود: شکرگزاري تو براي نعمت پيشين، نعمت تازه را سبب ميشود.
- يادتان باشد لباس مشكيام را تا كنيد گوشهاي از قبر من اين جامه را هم جا كنيد كاش من در شام تاسوعا بميرم تا شما خرجيام را خرج نذر ظهر عاشورا كنيد
- ديباچه عشق و عاشقي باز شود دلها همه آماده پرواز شود با بوي محرم الحرام تو حسين ايام عزا و غصه آغاز شود السلام عليک يا ابا عبدالله
- به يكتايي قسم يكتاست عباس به مردي شهره دنياست عباس اگر چه زاده امالبنين است وليكن مادرش زهراست عباس
- حلال جميع مشكلات است حسين شوينده لوح سيئات است حسين اي شيعه تو را چه غم ز طوفان بلا آنجا كه سفينه النجات است حسين
- هر جا که ميروم ز غمت ديده پر نم است هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است عمري گريستم که موظف به گريهام گر نُه فلک به گريه شود باز هم کم است مريم که در کتاب خدا ذکر نام اوست يک زينب تو اسوه و استاد مريم است يک «يا حسين» گفتن من رمز آبروست نام حسين ترجمه اسم اعظم است - کعبه يک زمزم اگر در همه عالم دارد چشم عشاق بنازم که دو زمزم دارد هر کجا ملک خدا هست حسينيه توست هر که را مينگرم شور محرم دارد نه محرم نه صفر بلکه همه دوره سال کعبه با ياد غمت جامه ماتم دارد روضهخوان تو خدا، گريه کن تو آدم اشک ارثي است که ذريه آدم دارد - منم آن عاشق دلخسته ديدار حسين منم آن خادم دلبسته به دربار حسين خواهم سرو روان و جان دهم در ره تو تا بگويند كه ماييم فداكار حسين
- در كلاس عاشقي عباس غوغا ميكند در دل هر عاشقي عباس مأوا ميكند هر كسي خواهد رود در مكتب عشق حسين ثبت نامش را فقط عباس امضاء ميكند
- دلم اي کاش امشب پر بگيرد دوباره عاشقي از سر بگيرد رود در کربلاي عشق و آنجا سراغي از علي اکبر بگيرد
- محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازي خون خدا شد جوان مردان عالم را بگوييد دوباره شور عاشورا بپا شد
- باز محرم شد و دلها شکست از غم زينب، دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در اين تشنگي از خود گذشت دجله به خون شد، دل صحرا شکست قاسم و ليلا همه در خون شدند اين چه غمي بود که دنيا شکست
- يه جائيه تو دنيا همه براش ميميرن تموم حاجتا رو همه از اون ميگيرن بين دو نهر آبه، يه سرزمين خشکه شميم باغ و لالهاش خوشبو ز عطر مُشکه شباي جمعه زهرا زائر اين زمينه سينهزن حسينه، يل ام البنينه
- السلام اي وادي کرببلا السلام اي سرزمين پر بلا السلام اي جلوهگاه ذوالمنن السلام اي کشتههاي بي کفن
- کاش بوديم آن زمان کاري کنيم از تو و طفلان تو ياري کنيم کاش ما هم کربلايي ميشديم در رکاب تو فدايي ميشديم السلام عليک يا ابا عبدالله الحسين
- كربلا لبريز عطر ياس شد نوبت جانبازي عباس شد السلام عليك يا ابالفضل العباس
- ديباچهي عشق و عاشقي باز شود دلها همه آمادهي پرواز شود با بوي محرم الحرام تو حسين ايام عزا و غصه آغاز شود
- دل را اگر از حسين بگيرم چه كنم بي عشق حسين اگر بميرم چه كنم فردا كه كسي را به كسي كاري نيست دامان حسين اگر نگيرم چه كنم
- فرشتهها از امشب صبوي غم مينوشن دوباره اهل جنت پيرهن سياه ميپوشن
- خنده كنان ميرود روز جزا در بهشت هر كه به دنيا كند گريه براي حسين
- اي ذبيح کربلا، جانها فداي حج تو اي که خود را در مناي عشق، قربان ميکني
- سلام من به محرم، محرم گل زهرا به لطمههاي ملائك به ماتم گل زهرا
- سلام من به محرم، به تشنگي عجيبش به بوي سيب زمين غم و حسين غريبش
- قيامت بي حسين غوغا ندارد شفاعت بي حسين معنا ندارد حسيني باش كه در محشر نگويند چرا پروندهات امضاء ندارد
- آبروي حسين به كهكشان ميارزد ، يك موي حسين بر دو جهان ميارزد گفتم كه بگو بهشت را قيمت چيست گفتا كه حسين بيش از آن ميارزد
- ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد بر دل فاطمه داغ عالم شد فرا رسيدن ماه محرم را به عزادارن راستينش تسليت عرض ميكنم
- اي وجودت عشق را معناي حسين عالمي يك قطره تو دريا حسين فرا رسيدن ماه محرم را به تمامي مسلمانان جهان تسليت ميگم
- پرسيدم: ازحلال ماه، چرا قامتت خم است؟ آهي كشيد و گفت: كه ماه محرم است گفتم: كه چيست محرم؟ با ناله گفت: ماه عزاي اشرف اولاد آدم است
- السلام عليكم يا اباصالح المهدى(عج) السلام عليك يا امين الله فى ارض و حجته على عباده (يا صاحب الزمان آجرک الله) ماه محرم بر شما و عاشقان حسين تسليت عرض مينمايم. - اردوي محرم به دلم خيمه به پا كرد دل را حرم و بارگه خون خدا كرد
- محرم آمد و ماه عزا شد مه جانبازي خون خدا شد جوانمردان عالم را بگوييد دوباره شور عاشورا به پا شد - يه جائيه تو دنيا همه براش ميميرن تموم حاجتا رو همه از ميگيرن بين دو نهر آبه، يه سرزمين خشکه شميم باغ و لالهاش خوشبو ز عطر مُشکه شباي جمعه زهرا زائر اين زمينه سينهزن حسينه، يل ام البنينه
- دوست دارم هر چي دارم بدم به راه تو حسين تا که سينهخيز بيام ميون بين الحرمين السلام عليک يا ابا عبدالله - کاش بوديم آن زمان کاري کنيم از تو و طفلان تو ياري کنيم کاش ما هم کربلايي ميشديم در رکاب تو فدايي ميشديم - كربلا لبريز عطر ياس شد نوبت جانبازي عباس شد
- ديباچهي عشق و عاشقي باز شود دلها همه آمادهي پرواز شود با بوي محرم الحرام تو حسين ايام عزا و غصه آغاز شود - نازم آن آموزگاري را که در يک نصف روز دانشآموزان عالم را همه دانا کند ابتدا قانون آزادي نويسد بر زمين بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند
- دل را اگر از حسين بگيرم چه كنم بي عشق حسين اگر بميرم چه كنم فردا كه كسي را به كسي كاري نيست دامان حسين اگر نگيرم چه كنم
- پرسيدم از هلال چرا قامتت خم است؟ آهي کشيد و گفت ماه محرم است
- باز محرم رسيد، ماه عزاي حسين سينهي ما ميشود، كرب و بلاي حسين كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه تا كه بگيرم صفا، من ز صفاي حسين
- با آب طلا نام حسين قاب کنيد با نام حسين يادي از آب کنيد خواهيد مه سربلند و جاويد شويد تا آخر عمر تکيه بر ارباب کنيد فرا رسيدن ماه محرم تسليت باد.
- باز محرم شد و دلها شکست از غم زينب دل زهرا شکست باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست آب در اين تشنگي از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست قاسم و ليلا همه در خون شدند اين چه غمي بود که دنيا شکست محرم ماه غم نيست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسين است
- هر دم به گوش ميرسد آواي زنگ قافله اين قافله تا كربلا ديگر ندارد فاصله حلول ماه محرم، ماه پژمرده شدن گلستان فاطمه تسليت باد. التماس دعا
- نام من سرباز کوي عترت است دوره آموزشيام هيئت است پادگانم چادري شد وصــلهدار سر درش عکس علي با ذوالفقار ارتش حيــدر محل خدمتم بهر جانبازي پي هر فرصتم نقش سردوشي من يا فاطمه است قمقمهام پر ز آب علقمه است رنــگ پيراهــن نه رنــگ خاکــي است زينب آن را دوخته پس مشکي است اسـم رمز حملهام ياس علــي افسر مافوقم عباس علي (ع)
نوشته شده توسط:پرستو در
یکشنبه هشتم دی 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|
|
بازتاب پیام تبریک احمدی نژاد به مناسبت میلاد مسیح در رسانه های خارجی
|
بازتاب پیام تبریک دکتر احمدی نژاد به مناسبت میلاد مسیح در رسانه های خارجی |
|
| لينک ثابت
|
|
|
هل من ناصرا ینصرنی
|
کیست مرا یاری کند....لحظه به لحظه به محرم نزدیک می شویم در حالی که صدای "هل من ناصر ینصرنی " حسین هنوز به گوشمان می رسد... لحظه به لحظه به عاشورا نزدیک می شویم در حالی که عاشورای مکرر در کنارمان جاریست... لحظه به لحظه کسی می خواندمان .... کیست مرا یاری کند... شمار شهدای غزه طی حملات رژیم صهیونیستی در روز گذشته به این منطقه به بیش از 225 تن رسید. این در شرایطی است كه بیش از 800 تن در این حملات زخمی شدهاند... در میان شهدا زنان و کودکان بسیاری دیده می شوند...
خدای من.... این چه نوایی است؟ کیست مرا یاری کند... در این حمله خونین که مصادف با خروج دانش آموزان از مدارس بود صدها تن از کودکان فلسطینی به خاک و خون کشیده شدند و جنایتی دیگر در پرونده سیاه رژیم صهیونیستی ثبت شد.
کیست مرا یاری کند... خدای من... این چه روزگاری است... حسینیان چه اندک و یزیدیان چه بسیارند...
اما آمریكا همزمان با تجاوز رژیم صهیونیستی به غزه و كشتار فلسطینیان از محكوم كردن این حملات خودداری كرد و تنها به این توصیه به تلآویو بسنده كرد كه در حمله به حماس سعی كند از كشتار غیرنظامیان خودداری كند. در این میان باز می شنوم ... کیست مرا یاری کند...
"گوردون جاندرو" سخنگوی شورای امنیت ملی آمریكا كه در شهر "واكو" واقع در ایالت تگزاس سخن میگفت، گفت: «آمریكا از اسرائیل میخواهد در هنگام هدف قراردادن حماس در غزه از تلفات غیرنظامیان اجتناب كند.» جاندرو كه به صدور بیانیهای كوتاه در این باره اكتفا كرد، افزود: «حماس اگر میخواهد در آینده مردم فلسطین نقش داشته باشد باید فعالیتهای تروریستی خود را متوقف سازد.» آمریكاییها در حالی مقاومت مردمی فلسطین دربرابر تجاوزات اسرائیلیها را فعالیت تروریستی میخواند كه درباره وضعیت وخیم مردم غزه اعم از كودكان و زنان و بیماران بیتوجه بوده و اقدامی در جهت فشار بر تلآویو برای لغو تحریمهای همه جانبه این منطقه به خرج نمیدهد. یادم می آید... آن کلام را... "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا" را... و چه می توان کرد... هان ای مسلمانان ... مگر نمی شنوید... صدای پای محرم را... و نوای یاری خواهی حسین را...
کیست مرا یاری کند...
نوشته شده توسط:پرستو در
یکشنبه هشتم دی 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
سر سفره حسین(ع) |
| بازار برده ها ارباب حسین(ع) منو خرید | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| سر سفره حسین(ع) چه چیزایی به من رسید | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عکس تو اندازه قاب دل من شده است | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| عشق تو قاطی این آب و گل من شده است | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| صداهای شهداء تو گوش ما هی می خونن | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| قافله داره میره حسینی ها جا نمونن | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| زندگی بی شهداء برای ما جهنمه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هرچی از هجر اونا گریه کنیم بازم کمه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| چی میشه با زینبت(س) ی شب بیای هیئت ما | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| به خودت قسم آقا، اینجا میشه کربُبلا | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| به دلم آرزوی مرقد کربلا دارم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دلخوشم یه ارباب کریم و باوفا دارم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| هر کی ام یا هر چی ام آقا فقط تو رو دارم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| این بار رو راست میگم، من بخدا دوستت دارم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| کاش می دونستی آقا که من چقدر دوستت دارم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| همه شب به عشق تو سر به بیابون می ذارم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| دستت رو بذار رو قلبم تا که آروم بگیرم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اگه تو نیای حسین(ع) من بخدا زود می میرم | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اسم تو هرجا بیاد همون جا کربلای ماست | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
اینم از معجزه ارباب باوفای ماست از شاعری گمنام
السلام ، السلام
"حبیب چایچیان"
|
|
گام به گام با کاروان عشق
|
گام به گام با کاروان عشق
كاروان حسین علیه السلام همچنان به راه خویش می رود تا منزلگاه « قصر بنی مقاتل » (بیست و سومین منزل تا کربلا) و تا سرزمین طف هنوز یک منزل پیش روی اوست. اینجا یك بار دیگر شب را فرود آمده اند تا در ساعات آخر شب باز مشك ها را پر آب كنند و رحل بردارند. «عقبه بن سمعان» گوید : هنوز از قصر بنی مقاتل چندان فاصله نگرفته بودیم كه آوای استرجاع امام در گوش شب پیچید : انا لله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین ... و چند بار تكرار شد . كلام « استرجاع » نشانه ی آن است كه قائل را امری عظیم پیش آمده است . مگر امام را چه پیش آمده بود ؟ حضرت علی اكبر خود را شتابان به موكب امام رساند تا علت این امر را دریابد .امام فرمود:« هم اكنون خواب لمحه ای مرا در ربود وسواری بر من ظاهر شد كه می گفت : این قوم می روند و مرگ نیز با آنان همراهی میكند. دانستم این خبر مرگ ماست كه می دهند.» علی اكبر پرسید: « خدا بد نیاورد ، مگر ما بر حق نیستیم ؟» و امام فرمود : « آری ، والله كه ما جز به راه حق نمی رویم . » علی اكبر گفت : « اگر اینچنین است ، چه باك از مردن در راه حق ؟» و آن همه این سخن درجان امام شیرین نشست كه فرمود: « خداوند تو را از فرزندی جزایی عطا كند كه هیچ فرزندی را از جانب پدر عطا نكرده باشد.» چون كاروان عشق در كشاكش آن بیراهه ای كه به سوی كوفه می پیمودند به نینوا رسید ، سواری را دیدند كه از افق كوفه می آید ... بر اسبی اصیل ، با كمانی بر شانه . او « مالك بن نسر كِندی » بود كه از كوفه می آمد. و چون نزدیك شد ، حُر و یارانش را سلام گفت وامام را اعتنایی نكرد . نامه ای از ابن زیاد برای حُر آورده بود كه : « اما بعد ، هر جا كه این نامه به تو رسید كار را برحسین سخت و تنگ كن و مگذار فرود آید جز در زمینی بی آب و علف ... و بدان كه این فرستاده من مأمور است كه ازتو جدا نشود و همواره نگران باشد تا این امر را به انجام برسانی .» « یزید بن زیاد بن مهاجر كِندی » كه یكی از اصحاب عاشورایی امام بود و خود را پیش از حُر به كاروان عشق رسانده بود ، به فرستاده ابن زیاد گفت: « ثكلتك امك ... مادرت بر تو بگرید ، به چه كار آمده ای ؟ » جواب داد : « به كاری كه اطاعت از پیشوایم باشد و عمل بر پیمان بیعتی كه با او بسته ام .» یزید بن مهاجر كِندی گفت : « عصیان آفریدگارت كرده ای و اطاعت از امامت، اما در طریق هلاكت خویش ننگ و جهنم خریده ای كه امام پلید تو مصداق این كلام الهی است كه وجعلناهم ائمه یدعون الی النار. او تو را به سوی آتش می برد.» آنجا سرزمین خشك و بی آب و علفی بود در نزدیكی نینوا ، اما كربلا هم نبود؛ اگر چه كربلا را نیز « عشق » كربلا كرد. حُر بن یزید از امام خواست كه در همان جا فرود آیند . امام گفت : « ما را بگذار كه در یكی از قریه های نزدیك فرود آییم ،نینوا ، غاصریه و یا شفیه .» حُر كه هنوز « حُر» نگشته بود ، گفت: « نه ، نمی توانم ؛ این مرد را به مراقبت من گماشته اند.» زهیر بن قین گفت : « ای فرزند رسول الله ، جنگ با اینان سهل تر از جنگ با كسانی است كه ازاین پس به مقابله ما می آیند . » و حسین فرمود : « من نیستم آن كه جنگ را آغاز كند.»
قافله عشق به سرمنزل جاودان خویش نزدیك می شود... واین عاقبت كار عشق است . موكب امام به هر سوی كه می رفت ، به سوی دیگرش سوق می دادند تا روز پنجشبه دوم محرم سال شصت و یكم هجری به كربلا رسید.
باتصرف و تلخیص از فتح خون نوشته شهید مرتضی آوینی
نوشته شده توسط:پرستو در
یکشنبه هشتم دی 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|