تبليغاتX

    الهم اجعلنی من ناصرین المهدی

ترنم آدینه 

دیریست که ما منتظر روی تو هستیم

دیریست که ما منتظر روی تو هستیم

   ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم

     دیریست که دلداده ما خانه نشین است

    جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است

         پلک دلم امشب به نبودت پر درد است

      این فصل کبود از غم هجران تو سرد است

         ای ساقی دلهای جهان مست نگاهت

   این ماه فرومانده ز چشمان سیاهت

     دیریست که ما منتظر و خانه بدوشیم

        وقتی که قمر نیست همه تا رو خموشیم

    ای صاحب این ثانیه ها پس تو کجایی

      فهمیده ام این جمعه گذشت و نمی یایی

      دیریست که در جمعه همه مست غروییم

  از ناله پریم وغزل سنگ و رسوبیم

امام زمان

رها کنید دگر صحبت مداوا را

فراق اگر نکشد ، وصل می کشد ما را

تمام عمر تو ما را نظاره کردی و ما

ندیده ایم هنوز آن جمال زیبا را

شراره های دلم اشک شد ز دیده چکید

ببین چگونه به آتش کشید، دریا را

قسم به دوست که یک موی یار را ندهم

اگر دهند به دستم ، تمام دنیا را

به شوق انکه ز کوی تو ام نشان آرد

به چشم خویش کشیدم غبار صحرا را

جنون کشانده به جایی مرا که نشناسم

طریق کعـبه و بتخانه و کلیسا را

تمام عمر به خورشید و ماه ناز کنم

اگر به خانه تاریک من نهی پا را

نسیم صبح ز راهی که امدی برگرد

ببر سلام ز من آن عزیز زهرا را

 شاعری گمنام


گل نرگس

چشمت اگر مجال دهد

تا كی ورق ورق كنم این سر رسید را

چون كودكی رسیدن سال جدید را

با دست زیر چانه تو را آه می كشم

چون غنچه ای كه آخر اسفند، عید را

برخیز و خاك را بنشان بر عزای باد

كافی ست هرچقدر كه رقصانده بید را

با شعر مثل زورقی آشفته كرده ام

آرام روزهای كران ناپدید را

بی شعر شاهی ام كه پس از سال ها نبرد

در پیشگاه قلعه نیابد كلید را

چشمت اگر مجال دهد ترجمان شوم

با لهجه صریح تغزل شهید را

علیرضا بدیع- نیشابور


 

 

حادثه ای ناگهان

در وا كن و به این قفس مرده جان بده

دیوارها و فاصله ها را تكان بده

ما را ز دست زندگی بی امان بگیر

ما را به دست حادثه ای ناگهان بده

تا باورت كنند چو فواره ای بلند

خود را به تشنگان تماشا نشان بده

بر هرچه قاب پنجره رو به آفتاب

سهمی ز نور، تكه ای از آسمان بده

«زین خلق پرشكایت گریان شدم ملول»

این سفره های واشده را آب و نان بده

عبدالجبار كاكایی

منبع روزنامه کیهان


 
نوشته شده توسط:پرستو در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387
| لينک ثابت |

    پیام متفاوت امام خمینی

پیام متفاوت امام خمینی

امام خمینی

امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، سنت نیکویی را از سال پیروزی انقلاب بنیان نهادند و آن صدور پیام برای حجاج بود. ایشان در این پیامها مهمترین توصیه ها و مواردی را که می توانست به بهره وری بیشتر حجاج از این فریضه معنوی منجر شود را برای مردم بازگو می نمودند. اما پیام سال 1366 ایشان به حجاج تفاوت مهمی با پیام های سال قبل داشت. ابتدا پیام های سال قبل را با هم مرور می کنیم:

پیام اول که در مهرماه سال 1357 و پیش از پیروزی انقلاب صادر شد با حدیث مشهور مَنْ اَصْبَحَ وَلَمْ یَهْتَمَّ بِاُمُورِ الْمُسْلِمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِم پایان می یابد.

پیام دوم در مهرماه 58  و با اشاره به آیه قرآن "وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمیعاً وَلا تَفَرَّقُوا آغاز می گردد.

پیام سوم در شهریور ماه 59 بیان شده و با سلام و درود بر بندگان صالح خدا پایان می یابد.

پیام چهارم در پانزدهم شهریور ماه 60 با اشاره به آیه "جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنّاسِ" آغاز می گردد.

پیام پنجم در سال 61 با جمله "وَاِلَی اللهِ الْمُشْتَكی" آغاز می گردد که ایشان شکایت جنایات آمریکا و اسراییل و دشمنان اسلام و مسلمین را به خداوند باری تعالی عرضه می دارند.

پیام ششم در سال 62 با این جمله پایان می یابد: اِنَّكَ وَلِیُّ النَّصْر وَالنِّعْمَة، و السلام علی رسول الله صلی الله علیه و اله و علی اولیاء المعصومین سیما بقیه الله فی الارضین ارواحنا فداه.

پیام هشتم در سال 64 با اشاره به آیه " اِنْ  تَنْصُرُوا اللهَ یَنْصُرُكُمْ وَ یُثَبِّتْ اَقْدامَكُمْ " پایان می یابد.

پیام نهم در سال 65 با اشاره و تاکید بر آیه برائت آغاز می شود: وَاَذانٌ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ اِلَی النّاسِ یَومَ الْحَجِّ الْاَكْبَرِ اَنَّ اللهَ بَریءٌ مِنَ الْمُشْرِكینَ وَ رَسُولُه" صَدَقَ اللهُ الْعَلیُّ الْعَظیم.

به نظر می رسد که تا اینجا امام خمینی در یک روند تدریجی و آرام ابتدا مسلمین را به توجه به یکدیگر فرا می خوانند و سپس مسلمانان را به اتحاد و بعد از آن لزوم قیام، سپس شکایت از دشمنان اسلام، توجه به نصرت الهی دعوت می کنند و نهایتا در پیام سال 65 به طور جدی برائت از مشرکین را به عنوان یکی از اصلی ترین ارکان حج مطرح می کنند.

 

متفاوت ترین پیام

اما پیام دهم ایشان در سال 66 با آیه ای عجیب آغاز می شود:

و من یخرج من بیته مهاجراً الی الله و رسوله ثم یدركه الموت فقد وقع اجره علی الله

"هر کس که از خانه خویش بیرون آید تا به سوی خدا ورسولش مهاجرت کند و آنگاه مرگ او را دریابد، مزدش بر عهده خداست ،و خدا آمرزنده و مهربان است"

و در همین سال است که حاکمان سعودی دست به کشتار بی رحمانه حجاج ایرانی و خارجی حاضر در مراسم برائت از مشرکین می زنند و امام خمینی در پیام خودشان به این حجاج که پیش از این رخداد نگاشته شده بود، اجر و مزد این افرادی را که از خانه خود در راه خدا هجرت می کنند و سپس در این راه جان می سپارند را بر عهده خداوند می دانند.


 
نوشته شده توسط:پرستو در  چهارشنبه بیستم آذر 1387
| لينک ثابت |

    ياران بكوي جانان رفتند و بر نگشتند

شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت

روي مه پيکر او سير نديديم و برفت

گويي از صحبت ما نيک به تنگ آمده بود

بار بربست و به گردش نرسيديم و برفت

بس که ما فاتحه و حرز يماني خوانديم

وز پي اش سوره اخلاص دميديم و برفت

عشوه دادند که بر ما گذري خواهي کرد

ديدي آخر که چنين عشوه خريديم و برفت

شد چمان در چمن حسن و لطافت ليکن

در گلستان وصالش نچميديم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و زاري کرديم

کاي دريغا به وداعش نرسيديم و برفت

 

 مرحوم سليمان ناطوري

 

چهل روز از فراق يكي از ياران دلشده گذشت تصورش سخته اما ...!1

 

اولش كه شنيدم باور نكردم فكر كردم شوخيه چون نميشه باور كرد كسي

رو كه تا چند روز پيش پيشت بوده رو از دست دادي انگار يه دفعه پشتت

خالي ميشه دوسال پيش محمد و حالا سليمان سخته ولي واقعيت داره

بسيجي مرحوم مهندس محمد غلامحسيني نظري

الهم اجعل عاقبت امورنا خيرا

 

هر دوتا عاشق واقعي اهل بيت بودن و

 

اگر مجنون دل شوريده اي داشت

 

دل ليلي از او شوريده تر بود

 

خداوند هر دوتاشونو قرين رحمتش قرار بدهد   ان شا الله    
 


 
نوشته شده توسط:پرستو در  چهارشنبه بیستم آذر 1387
| لينک ثابت |

    آمپول معنویت

قال امير المومنين علي عليه السلام : اَدَبِ المَرء خَيرُ مِن ذَهَبِهِ

امير المومنين علي عليه السلام:ادب مرد از طلا و ثروت وي با ارزشتر است

شعري در اين باب از جناب آقاي ميرزا حسين ذاكر كريمي مراغه اي

آن خردمند گفــت با پســرش          ادب مـرد به ز سـيم و زرش

مرد اگر مرده از ميان بـرود           نام او زنـده اسـت با هـنـرش

ور خري را كنند اطلس پوش           همـچو طوطي دهند نيشكرش

هـمـه شب در خيال جو باشد            آن خـرّيـت نـميرود زسـرش

زيـر بـار جــهــالـتــش دائــم           خوش نـمايد شكـسـتن كمرش

 


 
نوشته شده توسط:پرستو در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387
| لينک ثابت |

    دو لمه از گوسفند

 

مبارك عليكم عيد

عيد قربان بر تمام برادران و خواهران مسلمان مبارك باد

گوسفند

دو کلمه راجع به گوسفند قربانی

مراسم عید قربان

یکی از آداب پسندیده و رایج در میان مسلمانان، قربانی کردن در روز عید قربان می باشد. بد نیست بدانید خداوند بزرگ، قربانی کردن را نشانه ی بزرگداشت و سپاس گزاری مومنان بر نعمت هدایت معرفی کرده و قربانی کننده را در گروه و خیل محسنین و نیکوکاران داخل کرده است. وه چه سعادتی!

لَن ینال اللهُ لُحُومُها و لا دِماؤها و لکن یَنالُهُ التقوی منکم کذلک سَخَّرها لکم لتکبّروا الله علی ما هدیکم و بَشّر المحسنین

(37/ حج)

اما گوسفند قربانی باید شرایطی داشته باشد تا مورد پسند خدای بزرگ قرار گیرد زیرا هدیه به اوست:

1- یکسال او تمام شده باشد

2- از هر جهت سالم و بدون عیب باشد

زیباترین بخش از این قربانی در نحوه تقسیم آن است. مستحب است یک قسمت از قربانی را هدیه بدهند، قسمت دیگری را صدقه بدهند حتی می توان به کفار نیز از این قربانی داد و سومین قسمت نیز شخص قربانی کننده بخورد.

مراسم عید قربان

به این حکایت توجه کنید:

روزی پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- گوسفندی قربانی کردند و تمام آنرا صدقه دادند و بخشیدند به جز یک دست از گوسفند. عایشه همسر پیامبر هراسان گفت: ای رسول خدا همه ی گوسفند از دست رفت مگر همین یک دست! پیامبر با لبخندی بر لب فرمودند: همه ی گوسفند برایمان باقی ماند جز همین یک دست!

عیدی پر برکت و شاد را برای شما و خانواده تان آرزومندم.


 
نوشته شده توسط:پرستو در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387
| لينک ثابت |

    زلال احکام استفتا از محضر آیت الله مکارم شیرازی
آن چه در زیر می‌آید استفتایی است درباره حکم سیگار که شخصی از محضر عالم فرزانه آیت‌الله مکارم شیرازی به صورت شعر پرسیده‌اند و حضرت استاد هم پاسخ این استفتاء شعری را با شعری زیباتر جواب داده‌اند. شاید برای شما هم خواندن آن جذاب باشد:

                            آيت الله مكارم شيرازي


استفتا درباره حکم سیگار
ضمن عرض سلام به محضر مبارک فاضل و دانشمند و فقیه و مجتهد زمان، حضرت آیت‌اللّه العظمی مکارم شیرازی، از جهت کسب آگاهی و اعلام نظر، سروده زیر تقدیم می‌گردد.
غلامحسین توانا از کرمانشاه

آیت‌اللّه مکارم، ای فقیه نیک نام
ای همه عزّ و کمال
و رفعت و جاه و مقام

ای سراپا علم و عرفان، زاهد عصر و زمان
وی همه نورت کلام و وی همه نغزت پیام!

مکتب اسلام دارد چون تو مردی سرفراز
فاضل و عادل به گیتی، حاذق فقه و کلام

متن «تفسیر نمونه» منحصر شد در جهان
آفرین بر ذوق و طبع و مرحبا بر آن مرام

هر پیامش بی نظیر و هر بیانش دلپذیر
متنِ شیرین و روانش دل برد از خاص و عام!

ضمن تقدیم ارادت زان سپس، عرض سلام
محضر آن پاک مرد گوهر فرخنده نام

آنچه اکنون گشته سنگین، حلّ این معضل بود
این گِره بگشای و واکن باب رحمت روی عام

نیک دانی آنچه دارد بهر انسان ها ضرر
طبق فتوای فقیهان مصرفش باشد حرام

مصرف «سیگار» دارد بس ضررها را ز پی
گر ندارد آن زیانی، پس ضرر باشد کدام؟

این سموم بس کشنده روز و شب بیع و شرا
می شود اینجا و آنجا با کمال اهتمام

فرض آنکه عایداتش باشد از انجم فزون
می نیارزد آنچه دارد مرگ و بیماری مدام!

می نیارزد تا که انسان جان خود سازد فدا
عقل سالم کی پسندد این غُل و زنجیر و دام؟

این چنین چیزی که دارد پای تا سر شور و شر
از چه حاضر گشته دولت بهر توزیعش مدام؟

سالیانه صدهزاران مرده اند از این طریق
این ستم، گر نیست نقمت، پس چه باید داد نام

چیست فتوای شما در محو این «امّ الفساد»؟
یا چه دستوری نماید منع آن را تا قیام؟

ای فقیه بافضیلت! رأی خود کن آشکار
هر که گردد روسیاه و یا که گردد شادکام!

طول عمرت خواهم از درگاه حَیِّ لایزال
در سلامت پایدار و در سعادت مستدام!

پاسخ استفتاء
جناب آقای توانا

می کنم با نام حق آغاز، اکنون این کلام
می فرستم بر جنابت صد درود و صد سلام!

نامه ات خواندم که بد از هر نظر «فصل الکلام»
دلنشین و جامع و زیبا و جالب خوب و تام

از محبتها و ابراز ارادتهای ناب
گشته ام ممنون و دارم از برایت یک پیام:

راست گفتی، مصرف «سیگار» دارد صد ضرر
بهر شیطان شد سلاح و بهر دیوان، هست دام!

شعله ای از نار دوزخ، آتشی از قهر ربّ
در فسادش شک نکن از مذهب خیرالانام!

آن که دل بندد به این «امّ الخبائث» در جهان
از حقیقت دور باشد، در طریقت هست خام!

گر بخواهی همچو «مِیْ» نامش بنه «امّ الفساد»
این به شکل «دود» باشد وان یکی «زهری» به جام

گر بزرگی از بزرگان جایزش بشمرده است
بر بنی آدم خطا ممکن بُوَد از خاصّ و عام!

آنچه گفتم یک اشارت بود در این مسأله
عاقلان را یک اشارت هست کافی، والسّلام!
 
                                                                                     منبع خبر: وبلاگ رسم زمانه

 
نوشته شده توسط:پرستو در  دوشنبه هجدهم آذر 1387
| لينک ثابت |

    آيا امير المؤمنين علی عليه السلام به حديث غدير احتجاج كرده است؟

امير مؤمنان علی عليه السلام و بقيه ائمه معصومنين عليهم السلام در موارد بسياري به حديث غدير احتجاج كرده‌اند كه ما بنا به درخواست برادران اهل سنت به چند احتجاج از امير مؤمنان عليه السلام بسنده مي‌كنيم .

1 . احمد بن حنبل در مسندش با سند صحيح نقل مي‌كند :

حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ حَدَّثَنِى أَبِى حَدَّثَنَا حُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَأَبُو نُعَيْمٍ الْمَعْنَى قَالاَ حَدَّثَنَا فِطْرٌ عَنْ أَبِى الطُّفَيْلِ قَالَ جَمَعَ عَلِىٌّ النَّاسَ فِى الرَّحَبَةِ ثُمَّ قَالَ لَهُمْ أَنْشُدُ اللَّهَ كُلَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ سَمِعَ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- يَقُولُ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ مَا سَمِعَ لَمَّا قَامَ . فَقَامَ ثَلاَثُونَ مِنَ النَّاسِ - وَقَالَ أَبُو نُعَيْمٍ فَقَامَ نَاسٌ كَثِيرٌ - فَشَهِدُوا حِينَ أَخَذَهُ بِيَدِهِ فَقَالَ لِلنَّاسِ « أَتَعْلَمُونَ أَنِّى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ». قَالُوا نَعَمْ يَا رَسُولَ اللَّهِ. قَالَ « مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا مَوْلاَهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاَهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ ». قَالَ فَخَرَجْتُ وَكَأَنَّ فِى نَفْسِى شَيْئاً فَلَقِيتُ زَيْدَ بْنَ أَرْقَمَ فَقُلْتُ لَهُ إِنِّى سَمِعْتُ عَلِيًّا يَقُولُ كَذَا وَكَذَا. قَالَ فَمَا تُنْكِرُ قَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- يَقُولُ ذَلِكَ لَهُ .

مسند احمد ، ج 4 ، ص 370 ، ح 19823 .

حضرت على عليه السّلام مردم را در رحبه گرد آورد و فرمود : سوگند مى‏دهم هر مرد مسلمانى كه غدير خم را به خاطر دارد و سخنى را كه در آن روز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده است ، از جا برخيزد . سى تن از مردم براى اقامه شهادت بپا خاستند  ـ ابو نعيم گفته است كه افراد بسيارى‏ شهادت دادند ـ و اعلام كردند آن هنگام كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دست امير المؤمنين على عليه السّلام را به دست مبارك خود گرفت خطاب به مردم فرمود :

آيا مي‌دانيد كه من شايسته‌تر به مؤمنان از خود آنها مى‏باشم ؟ همگى فرمايش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را تصديق كردند . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود :

هر كس من مولاي او هستم ،‌ اين [علي] مولاي او است ، پروردگارا ! دوست على را دوست بدار ، و دشمن على را دشمن بدار .

ابو طفيل گفت : از ميان جمع در حالى بيرون رفتم كه در خودم احساس ناراحتى مى‏كردم ، و در بازگشت از اجتماع مردم ، به ديدار «زيد بن ارقم» رفتم و به او گفتم : از على چنين و چنان شنيدم و ناراحت شدم ! «زيد» گفت : آنچه را كه شنيدى انكار مكن ! به دليل آن كه، آنچه را كه استماع كرده‏اى من خود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيده‏ام !

هيثمي بعد از نقل روايت مي‌گويد :

رواه أحمد ورجاله رجال الصحيح غير فطر بن خليفة وهو ثقة .

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد ، علي بن أبي بكر الهيثمي (متوفاي807 هـ ) ج 9 ، ص 104 ، ناشر : دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407 .

اين روايت را احمد نقل كرده و راويان آن ، راويان صحيح بخاري هستند ؛ غير از فطر بن خليفه كه او نيز مورد اعتماد است .


 
نوشته شده توسط:پرستو در  دوشنبه هجدهم آذر 1387 براي مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد
| لينک ثابت |

    تحريف در کتاب صحيح بخاري توسط وهابیون + تصوير

به گزارش «شیعه نیوز » به نقل از موسسه تحقیقاتی ولی عصر ، متاسفانه هر از چندگاهي در كتب أهل تسنن ميبينيم كه أگر چيزي مخالف با مصالح آنها باشد سعي در حذف وتحريف آن ميكنند كه اين عادت وهابيان است به خاطر ترس از حق وحقيقت دست به اين كارهاي زشت ومنافي أخلاق وأمانت علمي ميزنند , با هم ديگه مبينيم :
صحيح بخاري , چاپ دار الفكر - بيروت
 
 
 
 

 
 
http://www.ansarweb.net/artman2/uploads/1/tzweer_9a7ee7_1.jpg
 
 

 
 
 
 
اينجا بخاري حديثي را درباره متعه (ازدواج مؤقت) نقل ميكند
 كه ترجمه كامل آن را براي شما ميگذاريم :
( " عمران بن حصين ميگويد : آيه متعه در كتاب خدا نازل شد وما اين كار را با رسول خدا (ص) انجام داديم وآيه اي در تحريم آن نازل نشد وتا وقتي كه نبي اكرم (ص) از دنيا رفتند آن را منع نكردند , بعد يك مردي آمد وبه رأي خودش عمل كرد , محمد گفت : ميگويند أو عمر بود " )
 
توضيح :
آنجا كه ميگويد : " يك مردي آمد وبه رأي خودش عمل كرد "
منظورش اين است كه : يك مردي آن را (ازدواج مؤقت را) تحريم كرد
 
وآن جائي هم كه ميگويد : " محمد گفت : ميگويند أو عمر بود "
 
يعني : محمد بن اسماعيل بخاري (صاحب خود كتاب) گفت : او عمر خلیفه دوم  بوده است
 
حالا نكته اينجا است
كه متاسفانه وبراي حفظ آبروي بعضي ها ونفي كردن عمل آن ها
به خلاف سنت پيامبر (ص) آمده اند در چاپهاي جديد اين جمله را برداشته اند :
 
 " محمد گفت : ميگويند أو عمر بود "
 عكس ها ومستندات ذيل را نگاه كنيد ؛
 
كه توجه خواهيد كرد اين جمله در سه چاپ : 
دار احياء التراث العربي – بيروت
 
دار الكتب العلمية - بيروت
 
 

 
دار المعرفة – بيروت
 
 
 

 
نيست وحذف شده وبه تعبيري ديگر در اين حديث دست كاري وتحريف شده است . !!
به وهابيت تبريك عرض ميكنيم ,
 
چون كه دين ومذهبشان بر تحريف ودروغ وعوام فريبي بنا شده است !!
دار احياء التراث العربي – بيروت

 
نوشته شده توسط:پرستو در  دوشنبه هجدهم آذر 1387
| لينک ثابت |

    حركت مسلم بن عقیل(ع) به سوی كوفه

حركت مسلم بن عقیل(ع) به سوی كوفه

15رمضان: حرکت مسلم بن عقیل به سوی کوفه

سال 60 هجری قمری: حركت مسلم بن عقیل(ع) به سوی كوفه

پس از آن كه اهالی كوفه، به ویژه شیعیان این شهر از حضور امام حسین(ع) در مكه معظمه و امتناع وی از بیعت با یزید بن معاویه باخبر شده و جنبش بزرگی در كوفه ایجاد نمودند و آن حضرت را با ارسال نامه های بی شمار به سوی خود دعوت كردند، امام حسین(ع) تصمیم گرفت دعوتشان را پذیرفته و با فرستادن نخستین نماینده خویش به سوی آنان، عملاً رهبری قیام بر ضد دستگاه جبار بنی امیه را بر عهده گیرد و از آن پس حكومت سراسر تباهی یزید را با یك جنبش بزرگ مردمی و مذهبی روبرو كند.

آن حضرت وضو گرفت و میان ركن و مقام در مسجدالحرام، دو ركعت نماز به جای آورد و پس از نیایش و راز و نیاز در درگاه احدیت، پسرعمویش مسلم بن عقیل را به حضور طلبید و او را از وضعیت كوفه باخبر گردانید و به وی فرمود كه می خواهد او را به عنوان نماینده خویش به كوفه بفرستد، تا قیام اهالی این شهر را سامان بخشد.(1)

مسلم بن عقیل(ع) با روحیه باز و نشاط بالا، درخواست امام(ع) را پذیرفت و برای این مأموریت خطیر اعلان آمادگی نمود.

من برادرم و پسرعمویم و شخصیت مورد وثوق و مورد اعتماد از میان خاندانم، یعنی مسلم بن عقیل را به سوی شما می فرستم. اگر او برای من بنویسد كه نظر اكثریت شما، به ویژه فرزانگان و مردان شایسته و شاخص شما مطابق با نامه هایی است كه به من نوشته اید، به سوی شما خواهم آمد، انشاءالله 

آن گاه امام حسین(ع) نامه ای برای مردم كوفه نوشت و به مسلم بن عقیل(ع) سپرد تا برای اهالی كوفه قرائت كند. نامه امام(ع) به این قرار است: به نام خداوند بخشایندهّ مهربان. از حسین بن علی(ع) به جامعه مؤمنین و مسلمین. اما بعد، هانی و سعید آخرین فرستادگانتان، نامه های شما را به من تسلیم نمودند. من از مضمون نامه های شما آگاه شدم. نوشته اید: ما امامی نداریم، به سوی ما بیا شاید خداوند به وسیله تو ما را هدایت فرماید.

من برادرم و پسرعمویم و شخصیت مورد وثوق و مورد اعتماد از میان خاندانم، یعنی مسلم بن عقیل را به سوی شما می فرستم. اگر او برای من بنویسد كه نظر اكثریت شما، به ویژه فرزانگان و مردان شایسته و شاخص شما مطابق با نامه هایی است كه به من نوشته اید، به سوی شما خواهم آمد، انشاءالله. به جان خودم سوگند یاد می كنم كه امام بر حق تنها كسی است كه بر اساس كتاب خدا حكومت كند و در جامعه به داد رفتار نماید و حق را پذیرا باشد و خود را بر انجام دستورات دین ملزم و متعهد بداند. والسلام.(2)

امام حسین(ع) به مسلم بن عقیل(ع) سفارش های لازم را نمود و وی را با آخرین نامه رسانان؛ یعین قیس بن مسهر صیداوی، عماره بن عبدالله سلولی، عبدالله بن شداد و عبدالرحمن شداد، در تاریخ 15 رمضان سال 60 قمری به سوی كوفه اعزام نمود.(3)

گفتنی است كه مسلم بن عقیل، برادرزاده و داماد امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(ع) است و با دخترش رقیه ازدواج كرد. وی از مردان دلیر بنی هاشم، اهل علم و دارای بینش وسیع سیاسی و مذهبی و پیرو خالص ولایت و امامت بود.

مسلم بن عقیل(ع) از مكه معظمه به مدینه منوره رفت و در آن جا با خانواده اش خداحافظی نمود و به همراه دو فرزندش و دو راهنما از طایفه بنی قیس، از بی راهه حركت كرد تا هم زودتر به مقصد برسد و هم از چشم نگهبانان حكومتی و راهبان ها در امان بماند.(4)


پی نوشت ها:

1- وقایع عاشورا (سید محمد تقی مقدم)، ص 199

2- الارشاد (شیخ مفید)، ص 380؛ منتهی الآمال (شیخ عباس قمی)، ج1، ص 303

3- الارشاد، ص 381؛ منتهی الآمال، ج1، ص 303 و ص 306؛ وقایع الایام (شیخ عباس قمی)، ص 35؛ وقایع عاشوار، ص 201

4- الارشاد، ص 381؛ منتهی الآمال، ج1، ص 306؛ وقایع عاشوار، ص 201

 


 
نوشته شده توسط:پرستو در  دوشنبه هجدهم آذر 1387
| لينک ثابت |

    بسوی طرح جایگزین

 

گام

مذهب شیعه چرا مذهب جعفرى نامیده شد؟

چرا ما شیعیان راپیروان مذهب جعفرى مى‏خوانند؟ در میان امامان دوازدگانه شیعه‏چرا مذهب ما به ایشان انتساب یافته است؟

عرصه تئورى‏ها و دیدگاههاى علمى و فرهنگى در میان دانشمندان و فرهیختگان همواره عرصه ابقاى بهترین اندیشه‏ها بوده است. هر نظریه‏اى آن هنگام توانسته جایگزین نظریه پیشین شود كه محتوایى‏بهتر از آن را به بشریت هدیه كرده باشد و الا مورد استقبال قرارنخواهد گرفت. مكتب‏هاى فكرى بزرگ نیز همواره باید داراى چنین‏ویژگى باشند تا بتوانند در دل بشر جایى باز كنند. نگاهى به‏دستاورد مكتب اسلام در مقایسه با آنچه جامعه جاهلى عرب بدان ‏دلبسته بود و مبناى رفتار فردى و اجتماعى خود قرار داده بود مى‏تواند راز موفقیت اسلام را در برابر اندیشه‏هاى جاهلانه نشان‏دهد. پیامبر(ص) در دعوت خود ضمن پذیرش سنت‏هاى پسندیده انسانى ‏در میان اعراب آنگاه كه به نفى ضد ارزشها مى‏پرداخت طرح‏هاى‏ جایگزین نیز ارائه مى‏كرد تا مخاطبان او احساس خلاء نكنند.

راز بسیارى از شكست‏هاى فردى و اجتماعى مصلحان در طول‏ تاریخ این بوده كه طرح جایگزین نداشته‏اند.

امام در مسیر حركت ‏شیعه گام دوم را برداشته‏ بودند یعنى پس از آنكه مردم بر اثر مجاهدت‏هاى امامان پیشین به‏ ناصحیح بودن مذهب رسمى و نیزحركت‏هاى سیاسى مبتنى برآن در سالهاى گذشته پى بردند آماده‏ بودند تا طرح جایگزین مكتب اهل‏بیت را دریافت كنند و امام ‏صادق(ع) همان بزرگوارى است كه با توجه به یك موقعیت استثنایى ‏طرح جایگزین شیعه را به هنگام ارائه كرد و امامان دیگربه شرح و بسط بعضى از ابعاد آن پرداختند.

همزمان با گسترش دعوت عباسیان كه شعار خود را «الرضاء من آل‏محمد» قرار داده و به دستور ابراهیم امام از افشاى نام واقعى‏امام و رهبر پرهیز مى‏كردند واژه آل محمد كه عنوان ویژه ‏تیره علوى بود به كار عباسیان آمد. تقسیم بندى ابراهیم امام از وضعیت‏شهرها نشان از آمادگى ایرانیان براى قیام دارد و نیز علاقه آنان به اهل‏بیت علیهم السلام یك حركت موازى از سوى بنى‏عباس مردم را فریفته بود چنان كه بعضى ‏از بزرگان همراه این نهضت مانند ابوسلمه خلال كه به این فریب پى‏برده بود به جرم هوادارى از خلافت علویان اعدام شد.

شاید یكى از علل واقعى مخالفت امام صادق(ع) با قیام زید بن على‏بن الحسین(ع) براساس روایاتى كه مخالفت‏حضرت را نشان‏مى‏دهد،پیش از هرچیزى فضاى نامناسب آن بود كه اتفاقا بسیارمورد سوءاستفاده عباسیان قرار گرفت بگونه‏اى كه مزار پسرش‏ یحیى در خراسان كه قبلا از سوى ابراهیم امام به عنوان منطقه ‏نفوذ تبلیغاتى مطرح شده بود و احتمالا تشویق او به قیام و خونخواهى پدر از سوى داعیان عباسى احتمالى است كه نمى‏توان به‏سادگى از آن گذشت زیرا شهادت یحیى در خراسان به سال ‏126 هجرى‏درشورش عباسیان و سقوط امویان در خراسان مهم ارزیابى شده‏است.

روى كار آمدن عباسیان امت اسلامى را در تحولى تازه قرارداد وبنیان حكومتى 90 ساله را فرو ریخت و حكومتى پانصد ساله را به ‏قدرت رساند اما آنچه مهم است این که عباسیان درشرایط ویژه تاریخى با یك سوءاستفاده بزرگ به قدرت رسیدند. بسیار طبیعى بود كه منتظر یك حركت نسنجیده در عرصه سیاسى از سوى نماینده مهم و بزرگ علویان باشند. چنان كه در ماجراى قیام ‏محمد نفس زكیه در سال 145 رخ داد و منصور بهره بردارى بزرگ ازآن به نفع عباسیان انجام داد.

امام صادق(ع) كه به دقت همه این تحولات اجتماعى را زیر نظر داشت‏فضاى سیاست را هرگز آماده یك قیام علنى سیاسى ندید. آنچه كه‏جامعه اسلامى از آن رنج مى‏برد زیر ساخت فكرى بود و الا ایشان به‏هیچ وجه كمتر از شخصیتى چون ابومسلم نبود این را از نامه‏تاریخى ابومسلم به امام كه ایشان بدون خواندن آن را به آتش‏سپرده بودند. مى‏توان فهمید. پرسش بزرگ مطرح این بود: چه بایدكرد؟

جد او امام حسین(ع) با قیام خونین خود دلهاى بسیارى ازمسلمانان را درگوشه و كنار جهان اسلام متوجه اهل‏بیت پیامبر(ص)كرده بود و در زمان امام صادق(ع) حكومتى روى كار آمده بود كه‏از شعار «الرضا من آل محمد(ص‏») استفاده و سپس آل محمد واقعى‏را كنار زده بود و مردم نیز پذیرفته بودند. این همه دگرگونى وتلون در جامعه اسلامى معلول چه عواملى مى‏توانست‏باشد؟  

گام دوم در بنیانگذارى یك مكتب را حضرت صادق(ع) برداشت. نشان دادن یك تفسیر جامع از خدا، رابطه مردم با او و انسان مورد نظر اسلام در آن زمان مهمترین دغدغه‏هاى حضرت امام جفعر صادق(ع)بوده است اعتقادات عقلانى، اخلاق بایسته و دستورالعمل‏هاى فردى واجتماعى (فقه) مهمترین حوزه هایى بود كه امام صادق(ع) در آن‏هابه طرح و اندیشه دینى پرداختند و چون چنین شد، تشیع داراى‏شناسنامه رسمى گردید و مذهب ما به نام ایشان مزین شد. در ادامه‏نمونه‏اى از دیدگاه‏هاى امام صادق(ع) كه نشان دهنده اسلام ناب‏محمدى(ص)،است ارائه مى‏گردد.


 
نوشته شده توسط:پرستو در  یکشنبه هفدهم آذر 1387
| لينک ثابت |

    مسئله ای به نام ...

مسئله ای به نام ...

امامت

امام صادق علیه السلام و مساله خلافت

در این مقاله سعی داریم تا به سوالی پیرامون امام صادق علیه السلام پرداخته و رویكرد حضرت نسبت به حكومت را بررسی كنیم. قبل از طرح سوال، به شرایط دوران حضرت و اندكی قبل از آن اشاره می كنیم .

در دوران حضرت صادق علیه السلام مخالفین بنی امیه چه در میان اعراب و چه در میان ایرانیها بسیار زیاد شده بودند و این به دو علت بود:

اول :

علت دینى : همان فسق و فجورهاى زیادى بود كه خلفا علنا مرتكب مى‏شدند، مردم متدین شناخته بودند كه اینها فاسق و فاجر و نالایق‏اند به علاوه جنایاتى كه نسبت‏ به بزرگان اسلام مرتكب شدند (این گونه قضایا تدریجا اثر مى‏گذارد) مخصوصا از زمان شهادت امام حسین علیه السلام این حس تنفر نسبت‏ به بنى امیه در میان مردم نضج گرفت و بعد كه قیامهایى بپا شد -مثل قیام زید بن على بن الحسین و قیام یحیى بن زید بن على بن الحسین- وجهه مذهبى اینها به كلى از میان رفت، كار فسق و فجور آنها هم كه شنیده‏اید چگونه بود، 

شرابخوارى و عیاشى كردن وجهه امویان را خیلى ساقط كرد، بنابراین از وجهه دینى، مردم نسبت‏ به آن ها تنفر پیدا كرده بودند. 

دوم :

علت دنیایی : از وجهه دنیایى هم حكامشان ظلم مى‏كردند، مخصوصا بعضى از آنها مثل حجاج بن یوسف در عراق و چند نفر دیگر در خراسان ظلمهاى بسیار زیادى مرتكب شدند، ایرانیها بالخصوص و در ایرانیها بالخصوص خراسانیها ( آن هم خراسان به مفهوم وسیع قدیمش) یك جنب و جوشى علیه خلفاى بنى امیه پیدا كردند، یك تفكیكى میان مساله اسلام و مساله دستگاه خلافت ‏به وجود آمد، مخصوصا برخى از قیامهاى علویین فوق العاده در خراسان اثر گذاشت با اینكه خود قیام كنندگان از میان رفتند ولى از نظر تبلیغاتى فوق العاده اثر گذاشت.

بعضی از قیام های این دوره عبارتند از :

قیام زید : زید پسر امام زین العابدین علیه السلام در حدود كوفه قیام كرد، مردم كوفه با او عهد و پیمان بستند و بیعت كردند و بعد وفادار نماندند جز عده قلیلى و این مرد به وضع فجیعى در نزدیكى كوفه كشته شد و به شكل بسیار جنایتكارانه‏اى با او رفتار كردند با آنكه دوستانش شبانه نهر آبى را قطع كردند و در بستر آن قبرى كندند و بدن او را دفن كردند و دو مرتبه نهر را در مسیرش جارى كردند كه كسى نفهمد قبر او كجاست ولى در عین حال همان حفار گزارش داد و بعد از چند روز آمدند بدنش را از آنجا بیرون آوردند و به دار آویختند و مدتها بر دار بود كه روى دار خشكید.

قیام یحیی : زید پسرى دارد جوان به نام یحیى، او هم قیامى كرد و شكست‏خورد و رفت‏به خراسان، رفتن یحیى به خراسان اثر زیادى در آنجا گذاشت با اینكه خودش در جنگ با بنى امیه كشته شد ولى محبوبیت عجیبى پیدا كرد، ظاهرا براى اولین بار براى مردم خراسان قضیه روشن شد كه فرزندان پیغمبر در مقابل دستگاه خلافت اینچنین قیام كرده‏اند، آن زمانها اخبار حوادث و وقایع به سرعت امروز كه نمى‏رسید در واقع یحیى بود كه توانست قضیه امام حسین علیه السلام و پدرش زید و سایر قضایا را تبلیغ كند، به طورى كه وقتى كه خراسانی ها علیه بنى امیه قیام كردند -نوشته‏اند- مردم خراسان هفتاد روز عزاى یحیى بن زید را به پا نمودند (معلوم مى‏شود انقلاب هایى كه اول به نتیجه نمى‏رسد ولى بعد اثر خودش را مى‏بخشد، چگونه است) به هر حال در خراسان زمینه یك انقلاب فراهم شده بود البته نه یك انقلاب صد در صد رهبرى شده بلكه اجمالا همین مقدار كه یك نارضایتى بسیار شدیدى وجود داشت. 

خلاصه : با توجه به وجهه خراب بنی امیه و آشكار شدن نیات و عمل های شوم آنان به واسطه قیام های متعدد، زمینه فراهم شد تا حكومتی نو برپا شود.

منبع : مجموعه آثار جلد 18 صفحه 51 استاد شهید مرتضى مطهرى ( با تصرف)


گردآوری شده توسط: سیده رقیه عمادی


 
نوشته شده توسط:پرستو در  یکشنبه هفدهم آذر 1387
| لينک ثابت |

    عرفات

عرفات، سرزمین اشك و دعا

دعا و نیایش

عرفات سرزمین اشك و دعاست. (1) عرفات سرزمینى است كه خداوند به خاطر اشك‎ها و دعاهاى زائران به فرشتگان مباهات مى‏ورزد. سرزمینى كه گناهان در آن بخشیده مى‏شوند. (2)

سرزمینى كه خیال بخشیده نشدن در آن، خود گناه بزرگى است. (3) حتى كسانى كه هنوز متولد نشده‏اند، امید است مورد لطف قرار گیرند. (4)

عرفات سرزمینى است كه به عرصات قیامت ماند كه خلایق همه جمعند و هر كس به دعا مشغول، و در انتظار رد و قبول، بیرون دروازه‏اند. مى‏خواهند نزد مولایشان حضور یابند. ابتدا باید پشت در بایستند تا اجازه ورود بگیرند. باید بنالند تا به حرم(مشعر) راه یابند چقدر بنالند؟ چگونه بنالند؟... تا ننالند به حرم راه نیابند آنگاه كه پاك شوند، وارد حرم شوند. خانه خدا پاك است و مهمان پاك مى‏پذیرد. (5)

پس دعا كنند. روز عرفه روز دعاست. انسان جز دعا مالك چیزى نیست نه تنها مالك مال نیست ‏بلكه مالك اجزاء و جوارحش نمى‏باشد. ما جز تضرع و دعا سلاحی نداریم، دشمن درون ما تنها با اشك رام مى‏شود. و "سلاحه البكاء". (6) یا از ترس جهنم مى‏نالد یا گریه شوق دارد كه چرا به بهشت نرسیده، چرا از هجرانش ننالد؟

عرفات سرزمینى است كه بهترین مردان خدا در آن توقف كرده، دعاها و اشك‏ها داشته‎اند، و در هر سوى این دشت ردّ پاى مهدى فاطمه است. (7) عرفات با اشك‎هاى مقدس سیدالشهدا اباعبدالله الحسین‏ علیه السلام در روز عرفه به هنگامه خواندن دعاى عرفه متبرك‏تر شد.

 

پی‎نوشت‎ها:

1- كنزالعمال، جلد 5، ص 13.

2- مستدرك الوسایل، جلد 2، ص 168/ وافى، جلد 2، ص 45.

3- بحارالانوار، ج 99، ص 264.

4- همان، ص 293 .

5- جوادى آملى، صهباى صفا، ص 85 .

6- همان، صص 85 و 86 .

7- محسن قرائتى، حج، دفتر انتشارات اسلامى، چاپ چهارم .


 
نوشته شده توسط:پرستو در  یکشنبه هفدهم آذر 1387
| لينک ثابت |