تبليغاتX

    لوگو یا علامت اختصاری وبلاگ شبرو

 

سلام خدمت تمامي دوستان عزيز

از امروز اين علامت مخصوص وبلاگ منه

اين علامت از چند بخش تشكيل يافته كه كه از بالا به پايين به ترتيب گفته خواهد شد

اگر دقت كنيدابتدا از بالا يك جوانه مشاهده ميكنيد كه نشان از شكوفايي استعدادهاي جوانان اين مرز و بومه

زير اون كره زمين نقش بسته كه نشان از جهاني بودن اين شكوفاييه

زير اون قسمتي از آيه 95 سوره نسا رو مشاهده ميكنيد»و فضل الله المجاهدين علي القائدين اجرا عظيما« و خداوند همانا بر تري داد مجاهدان را بر كساني كه جها د را ترك كردند با پاداشي عظيم

زير آن هم يك دسته كه اسلحه اي رو در مشت داره كه در زير تبديل به قلم ميشه كه نشان از دفاع از آرمانها با هر وسيله ايه كه ميتونه اسلحه يا قلم باشه يعني در هر زمان اسلحه من به مقتضاي زمان ميتونه قلم يا تفنگ باشه

در زير كتابي رو مشاهده ميكنيد كه كه درون اون نوشته شده»ولا تحسبن الذين قتلو في سبيل الله امواتا بل احييهم و عند ربهم يرزقون« و گمان نكنيد كساني كه در راه خدا به قتل رسيده اند}شهدا{ مرده اند بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزي ميخورند كه هدف اصلي من و وبلاگ من اين آيه قرآن كريمه

 

این هم کد لوگوی ما

::: وبلاگ تخصصي شبرو ::: ">


 
نوشته شده توسط:پرستو در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387
| لينک ثابت |

    چرا باید نماز بخوانیم؟

چرا باید نماز بخوانیم؟

نماز و سجده

بحث درباره فلسفه و حكمت نماز در واقع آشنایى با اسرار و رموزى است كه در این عمل عبادى نهفته است . باید توجه داشته باشیم كه خداوند متعال هیچ دستورى را بدون حكمت و علت بر بنده‌اش واجب و یا حرام نمى‌سازد. در این شكی نیست كه وقتی خداوند عملی را برای انسان واجب می‌كند قطعا برایش سود و فایده بسیار دارد و بالعكس وقتی عمل و یا چیزی را حرام می‌كند یقینا ضرر بسیاری برای انسان دارد و همین طور است مواردی كه مكروه و مستحب اعلام شده‌اند. در این زمان كه علم پیشرفت كرده؛ بسیاری از علل و سود و زیان‌هایی برای اعمال ذكر می‌شود كه نشانگر حكمت و فلسفه حرام و واجب شده اعمال و برخی چیزهاست.

 


 
نوشته شده توسط:پرستو در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 براي مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد
| لينک ثابت |

    برنامه ديدار از خانواده هاي معظم شهدا(منتظران ظهور)

آدرس برنامه دیدار از خانواده های معظم شهداء
(منتظران ظهور)

زمان : جمعه ۱/۹/۱۳۸۷ از ساعت ۷:۳۰ عصر

مکان :مکان :چايكنار - نرسيده به آبرساني - جنب بيمه تأمين

اجتماعي - كوي شهيد فاطمي - منزل شهيدان علي نژاد

حركت سرويس:ساعت ۷عصر از مقابل ستاد منتظران ظهور تبريز

واقع در :خيابان آزادي

اول خيابان شهيد جديري ستاد بر گزاري ايام فاطميه تبريز(متظران

ظهور)

 


 
نوشته شده توسط:پرستو در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387
| لينک ثابت |

    جشنواره شعر پایداری

به گزارش معاونت ادبيات و انتشارات اداره كل حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس استان آذربايجان شرقي دومين جشنواره شعر پايداري آذربايجانشرقي ، با موضوع هاي 8 سال دفاع مقدس و فرهنگ ايثار و شهادت ، حماسه سرزمين سيب و زيتون (مقاومت لبنان و فلسطين)و تبلور فرهنگ عاشورايي در شعر دفاع مقدس آذر ماه امسال در تبريز برگزار   مي شود .

شرايط شركت در اين جشنواره كه مهلت ارسال آثار تا 14 آذرماه و اعلام نتايج و مراسم اختتاميه آن 30 آذرماه امسال است ، بدين شرح اعلام مي گردد .
محدوديتي درقالب اشعار اعم از نو و كلاسيك وجود ندارد ، آثاري كه قبلاً برگزيده ساير جشنوارها باشند در داوري آثار شركت داده نخواهد شد ، هر شركت كننده در هر 3 بخش جشنواره حداكثر تا 3 اثر ارسال كند ، آثار ارسالي برروي يك طرف كاغذ A4  تايپ با خط خوانا نوشته شود ، شركت كنندگان در جشنواره ، مشخصات فردي خود را شامل نام و      نام خانوادگي، شماره شناسنامه ، تاريخ تولد ، نشاني محل سكونت ، محل كار و شماره تلفن ثابت و همراه را به همراه انضمام آثار ارسال كنند و به آثار برگزيده جوايز نفيس و به تمام صاحبان آثار ارسالي ، لوح يادبود و بسته فرهنگي اهداء خواهد شد .
همچنين آثار منتخب در مجموعه نفيس چاپ مي شود . علاقه مندان مي توانند آثار خود را به نشاني     تبريز ، ميدان دفاع مقدس (چهارراه مالاران ) ، جنب مسجد ميانه ، اول كوچه شهيد آشتاب ، پلاك 7 – اداره كل حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس آذربايجان شرقي (دبير خانه جشنواره ) ارسال و يا به شماره تلفن (3354137-0411) فاكس كنند .  


 
نوشته شده توسط:پرستو در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387
| لينک ثابت |

    سوسنگرد
سوسنگرد

ديار حماسه

ديار خون

سرزمين رشادت تجلاييها و چمرانها

سوسنگرد

26 آبان سالروز آزاد‌سازي شهر سوسنگرد براي دومين‌بار است. سوسنگرد يك‌بار در روز هشتم مهر اشغال و دهم مهر با عملياتي كه شهيد غيوراصلي در حميديه انجام داد، آزاد شد. بار دوم عراقي‌ها تلاش كردند از طريق لشگر پنجم مكانيزه از جبهه‌ جنوب و از طريق لشگر 9 از جبهه‌ شمال، جاده‌ حميديه _ سوسنگرد و بعد سوسنگرد را اشغال بكنند كه فرمانده سپاه سوسنگرد شهيد محمدرضا پوركيان كه دانشجوي دانشگاه اهواز و عضو سپاه اهواز بود، به دشمن حمله كرد و آن را از جاده حميديه عقب راند و بعد خودش هم شهيد شد؛ بنابراين آنها در اشغال سوسنگرد ناكام ماندند.

عراقي‌ها از تجربه‌ اشغال اول و عقب‌نشيني 24 مهر،آمدند يك برنامه جديدي ريختند و حجم وسيعي را آماده حمله كردند كه قابل توجه است. مخصوصا بعد از اين ‌كه خرمشهر را در چهار آبان اشغال كردند، ...

 
نوشته شده توسط:پرستو در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 براي مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد
| لينک ثابت |

    حماسه سوسنگرد

علی تجلائی

 

زمین رو نگاه میکردند تا فشنگ پیدا کنند. هر گلوله ای که پیدا می شد داخل اسلحه
می گذاشتند و شلیک میکردند.

مهمات تمام شده بود. عراقی ها با چند تیپ یورش آورده بودند. بستان به تصرف دشمن درآمده بود و آنها حالا تمام سعی خودشونو به کار بسته بودند تا سوسنگرد رو هم اشغال کنند. بعد از بسته شدن راه سوسنگرد ـ اهواز « علی » نیروهاش رو جمع کرد و به سوسنگرد آمد. تعداد نیروها به صد نفر هم نمی رسید. بعد از ظهر روزی که به شهر آمد بچه هایی رو که در اطراف پراکنده بودند جمع کرد و گفت : آیا حاضرید امشب بهشت رو بخریم ؟

همه نیروها در حالی که اشک توی چشمها جمع شده بود ، تکبیر گفتند.

دشمن لحظه به لحظه حلقه محاصره رو تنگ تر می کرد. « علی » نیروها رو به تیم های سه نفری تقسیم کرد و در خیابان شهر مستقر نمود. تانکهای عراقی از سمت هویزه به طرف سوسنگرد می آمدند. عراقی ها وارد شهر شده بودند و با خیال راحت ، خانه ها و مغازه ها رو غارت می کردند. صد متر مانده به سنگری که « علی » آنجا بود ، درگیری آغاز شد. عده ای از عراقی ها افتادند و بقیه فرار کردند. چند خمپاره به ده متری سنگر خورد و یکدفعه از روی یکی از پشت بامها گرد و خاک به هوا برخاست. با احتیاط از سنگر بیرون آمدند و جلو رفتند. تعداد زیادی از عراقی ها با خمپاره خودشون به هلاکت رسیده بودند. خیابان اصلی شهر هنوز سقوط نکرده بود. تمام سعی علی این بود که نگذارد خیابان اصلی سقوط کند. می دانست اگر خیابان اصلی سقوط کند ، سوسنگرد از دست خواهد رفت.

ـ « باید اینها رو دور بزنیم و از پشت مورد هدف قرار بدیم. »

اشاره علی به نبروهای زرهی عراق بود که وارد شهر شده بودند. تانکها از بازار کویتی ها عبور کرده بودند و می خواستند خیابان اصلی رو تصرف کنند. تعدادی از تانک ها با آتش گلوله آر پی جی نابود شدند. عراقی ها هر لحظه عصبانی تر می شدند. خط آتشی درست کرده بودند که کسی نمی تونست از این طرف به اون طرف خیابان بره.

مهمات ته کشیده بود. همه روی زمین را می جستند و چشمهای خسته اما بیدارشان در پی یافتن گلوله بود. یکدفعه علی به یاد مهماتی افتاد که داخل خانه های سازمانی بود.

ـ « مقداری مهمات توی خانه های سازمانی داریم. باید بریم  بیاریم. »

خانه های سازمانی با بیمارستان فاصله چندانی نداشت ولی آن مسافت در دست عراقی ها بود. ناگهان علی سوار ماشین شد و به طرف چهارراه راند. رگبار دوشکا به سمت ماشین باریدن گرفت. اما علی از میان گلوله ها عبور کرد و خودشو به خانه های سازمانی رساند. در بازگشت دوباره به سوی او آتش گشودند اما او سرانجام خودشو به مسجد جامع رساند. در حالیکه پشت ماشین چند جعبه مهمات بود. لبخند برلبان خشک بچه ها دوید. علی تا در ماشین رو باز کرد روی زمین غلتید. گلوله به رانش خورده بود. قبل از آن هم گلوله ای در کتف داشت. هول و هراس به جان بچه ها ریخت. اما علی با همه درد  و خونریزی لبخند زد. لبخند او به بچه های رزمنده نیرو داد.

با استفاده از آن مهمات رزمنده های باقیمانده مقاومت کردند. کمتر از صد نفر در مقابل چند تیپ عراقی سینه سپر کرده بودند.

آیه ان مع العسر یسراً تفسیر می شد. با پایداری و از جان گذشتگی علی و یارانش نیروهای کمکی سر رسیده بودند ، غریو شادی و تکبیر با صدای گلوله ها در هم آمیخت. عراقی ها به سرعت به عقب رانده شدند.

سوسنگرد با همه زخمهایی که داشت ، تصمیم گرفت یا د و نام « علی » رو هرگز فراموش نکنه.

                                                                   منبع: سلسله


 
نوشته شده توسط:پرستو در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387
| لينک ثابت |

    آبمیوه فروشی كه چشم برزخی داشت!!

آبمیوه فروشی كه

 چشم برزخی داشت!!

 

 

يخ داغ

تو كله‌ی من و دوستام همیشه این سوال وول می‌خورد كه: چطور میشه كه بعضیا كار درست میشن و چشمشون باز میشه و راه رو از چاه تشخیص میدن. جادو جنبل بلدن؟ ورد می‌خونن؟ چیكار می‌كنن؟

 

یه روز كه پیش استاد بودیم، دیدم فرصت خوبه كه ته و توی این قضیه رو دربیارم.

رفتم جلو، البته قبلش گلومو صاف كرده بودم و جمله‌هامو ساخته بودم، پرسیدم: آدمهای عادی هم می‌تونند مراتبی از شهود داشته باشند؟

 

استاد كه مثل همیشه سرش پایین بود گفت:

تهذیب نفس بهترین راه دستیابی به عرفان حقیقی است و به درس خوانده‌های حوزه‌ یا دانشگاه اختصاص ندارد؛ مثالا «حارثة بن مالک» به پیامبر اکرم صلی‌الله علیه واله وسلم گفت: «من دیشب به مقام یقین رسیدم» [این ادعا كار هركسی نیست]. پیامبر فرمود: «هر چیزی نشانه‌ای دارد، نشان یقین تو چیست؟ » او گفت: «گویا عرش خدا و بهشت را می‌بینم، و جهنم و زوزه ساکنان آن را  می‌شنوم». پیامبر فرمود: «هَذا عَبدٌ نَوَّرَ اللهُ قَلبَهُ بِالایمان»؛ این بنده‌ای است که خداوند قلب او را به نور ایمان درخشان کرده است. 1

روزی در حرم مطهّر پیامبر اکرم صلی‌الله علیه واله وسلم جوانی نزد من آمد و گفت: می‌خواهم قصه‌ای را با شما در میان بگذارم. من در فلان شهر ایران آبمیوه فروش هشتم. ما برای اینکه آبمیوه خنک شود، تکه‌ای یخ داخل لیوان می‌اندازیم و سپس آبمیوه روی آن می‌ریزیم و به قیمت معمول می‌فروشیم. یخ قیمتی ندارد و ما هم تعهد کرده‌ایم که یک لیوان آبمیوه (به قیمتی خاص) به مردم بدهیم. در حالیكه آن  یخ مقداری از فضای لیوان را می‌گیرد.

یک روز صبح ، هنگام باز کردن مغازه مشاهده کردم، قالبهای یخی که معمولا صبحها، پیش از طلوع آفتاب جلوی در مغازه می‌گذارند، شعله‌ور شده و زبانه آتش از آنها بلند است. خیلی زود متوجه مشکل شدم. غلّ و غش ما در فروش آبمیوه، آن آتش را شعله‌ور کرده بود، پس از آن لیوانهای بزرگ‌تری تهیه کردم و یک لیوان کامل آبمیوه، با یخ به مشتری می‌دهم.

بعد این آیه را تلاوت کرد: «کَلّا لَو تَعلَمونَ عِلمَ الیَقین لَتَرَوُنَّ الجَحیم»2 چنان نیست که شما خیال می‌کنید؛ اگر شما علم‌الیقین (به آخرت) داشتید (افزون طلبی شما را از خدا غافل نمی‌کرد)!، قطعا شما جهنم را خواهید دید!

در سوره مبارکه نساء نیز آمده است: «اِنّ الذینَ یَا کُلونَ اَموالَ الیَتامَی ظُلماً اِنّما یَا کُلونَ فِی بُطونِهِم نَاراً»3 ؛ آنانكه داراییهای یتیمان را ستمگرانه می‌خورند، در حقیقت آتش بر شكم خود فرو‌می‌برند.‌


1- الکافی، ج 2، ص 53

2- سوره تکاثر، آیات 5-6

3- سوره نساء، آیه 10

تبیان - حسین عسگری

جواب از آیت الله جوادی آملی - نسیم اندیشه


 
نوشته شده توسط:پرستو در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387
| لينک ثابت |