تبليغاتX

    پیام مدیر وبلاگ به کاربران

سلام دوستان و کاربران گرامی از اینکه مدتیه منو تحمل میکنین واقعا ازتون ممنونم ولی به دلیل بروز مشکلاتی در سیستم رایانه من و همچنین تدارک یک مسافرت دو سه هفته ای متاسفانه یا خوشبختانه شاید حدود یک ماهی نباشم که وبلاگ رو آپ کنم

دارم میرم یه جای خیلی عالی شمارو هم AA میکنم  دیگه نیام ببینم وبلاگ رو تنها گذاشتین ها

نیام ببینم نظرها تکون نخورده ها

شاید هم دستم به اینتر نت رسید و تونستم آ پ کنم در هر صورت منتظرم باشید

یا علی مدد...


 
نوشته شده توسط:پرستو در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387
| لينک ثابت |

    سنگر مهمات(دانلود محصولات فرهنگی)
 نرم افزار جزء ۳۰ قرآن کریم

مشخصات برنامه:

نمایش متن سوره های جزء ۳۰ قرآن کریم

تلاوت سوره ها با صدای استاد عبدالباسط

ترجمه فارسی سوره ها

توجه این برنامه محصول شرکت پارس رایانه می باشد و کاملا هم رایگان عرضه شده است.

 

دانلود با حجم ۱۱.۲ مگابایت

 

پسورد فایل : www.kamyabonline.com

توجه : اگر هنگام اجراي برنامه با پيغام زير روبرو شديد لطفا مربع کوچک را تيک بزنيد و Yes را کليک کنيد.


 
نوشته شده توسط:پرستو در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387
| لينک ثابت |

    سنگر مهمات(دانلود محصولات فرهنگی)
تاثیر سخنان شایسته ی خداوند بر زندگی ما مسلمانان امری غیر قابل انکار می باشد. انسان های بسیاری از این نکته غافلند و بهانه های بنی اسرائیلی برای نخواندن قرآن و کلام وحی می آورند. شاید یکی از آن بهانه ها مشغله ی کاری و نشستن پشت دستگاه رایانه باشد، ولی این نکته را بنده به شما عزیزان متذکر می شوم که در دنیای الکترونیک هرگز جای مذهب خالی نمی شود و روز به روز در اینترنت و رایانه اسلام برای علاقه مندان محیای ارائه ی کلام خدا می باشد.
به معرفی برنامه ی متفاوت و بی نظیر در مورد قرآن کریم می پردازیم.
برنامه ای که این بار برای شما عزیزان محیای دانلود کردیم قرآن سه بعدی می باشد. قرآنی که با موس ورق می خورد، تغییر زاویه می دهد و جابه جا می شود. با استفاده از این برنامه که کاری از یک عرب زبان است با خط زیبای عثمان طه شما را قادر به خواند قرآن در رایانه خود به صورت کاملا سه بعدی می کند.
توجه: این برنامه در دلیل گرافیک بالای آن نیاز به گرافیک حداقل ۶۴ به بالا و نصب بودن برنامه ی directx می باشد.

 

دانلود با حجم ۳۹.۴ مگابایت

 

پسورد فایل اجرایی : www.kamyabonline.com


 
نوشته شده توسط:پرستو در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387
| لينک ثابت |

    اگر باور کنیم که میتونیم حتما میتوانیم

 

 

این هم یه گزارش از این رویداد تاریخی حالشو ببرین 

فناوری به کار 'گرفته شده در ماهواره بر ساخت ایران ابتکاری است

كارشناس هوا و فضا با بیان اینكه ماهواره بر ساخت ایران با سیستم های قبلی ماهواره برها متفاوت است، گفت: این ماهواره بر یك سیستم دو مرحله ای است و در واقع از دو موشك پیوست شده به هم تشكیل شده است.
حسینی ، كارشناس هوا و فضا در مصاحبه اختصاصی با سایت شبکه خبر گفت: كشورهایی كه به عرصه فناوری پرتاب ماهواره بر و تولید سوخت آن دست یافته اند به علت پیچیده بودن این علوم، به عدد انگشتان دست نمی رسد.

حسینی افزود : پرتاب موفقیت آمیز ماهواره بر ساخت داخل به فضا ، نشان از اثبات توانایی ایران در ساخت حامل های ماهواره ای است .

كارشناس هوا و فضا با اشاره به ساخت ماهواره بر توسط متخصصان داخلی گفت: نخستین بار در كشور موتور این ماهواره بر در محفظه خلاء آزمایش شد و صحه گذاری بر موفقیت قبل از پرتاب، مورد تائید متخصصان قرار گرفت.

حسینی با بیان اینكه این ماهواره بر با سیستم های قبلی ماهواره برها متفاوت است گفت: این ماهواره بر یك سیستم دو مرحله ای است و در واقع از دو موشك پیوست شده به هم تشكیل شده است .

كارشناس هوا و فضا با اشاره به اینكه از منظر نوع سوخت نیز با ماهواره برهای قبلی متفاوت است افزود: نوع سوختی كه موتورهای این ماهواره بر استفاده می كند، نوعی سوخت اكسیدی است كه در داخل كشور طراحی و تولید شده است . 

حسینی تصریح كرد: برای عملیاتی كردن این سیستم ، مجبور بودیم كه كارخانه سوخت این ماهواره بر را در داخل كشور طراحی كنیم. 

كارشناس هوا و فضا گفت: از منظر اهمیت و ارزش كارخانه تولید سوخت اكسیدی ماهواره بر ، به جهت پیچیدگی با یك واحد پتروشیمی پیشرفته برابری می كند.

حسینی با بیان اینكه عرصه هوا و فضا یعنی ورود به عرصه تكنولوژی برتر كه متشكل از تمام رشته هاست گفت: برای رسیدن به این ماهواره بر، ما توانستیم به صورت همزمان تمام زیر مجموعه ساخت این سیستم را طراحی و به مرحله تولید برسانیم. 
                                                                                                                     به نقل از شبکه خبر

 

راستی این هم باز تاب این موضوع از رسانه های بین المللی

با گزارش فلاح

 
 
 

                                                       Download


 
نوشته شده توسط:پرستو در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387
| لينک ثابت |

    اگر باور کنیم میتوانیم حتما میتوانیم

اگر باور کنیم میتوانیم حتما میتوانیم

درسته این خبر مال دیروزه و به اصطلاح  بیات شده اما ارزششو داره که چندتا عکس ازش بذارم

و با افتخار بگم که

من هم ایرانی هستم

I AM IRANI

به کوری چشم اوناییکه میگن موشکهای ایران مید این یو اس آ هستن هم بگم که تمام این موشک ماهواره بر به دست پرتوان جوانان ایرانی ساخته شده

 

ادامه عکسها در ادامه مطلب 


 
نوشته شده توسط:پرستو در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 براي مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد
| لينک ثابت |

    بسم رب المهدي(عج)(میلاد با سعادت منجی دو عالم بر جهانیان مبارک باد)
 به نام خدای فرستاننده منجی

 

              به نام مهدی (عج) سوشاینت ایرانیان

 

 

 

سايتون سنگينه مولا... کجا رفته اون چشاتون؟!
کوچه خيلي وقته مونده چشم به راه قدماتون...
سايتون سنگينه مولا... ما گلايه اي نداريم..
هرکجا باشيم شما رو روي چشمامون ميذاريم
سايتون سنگينه مولا.. غم نشسته تو نگاتون..
يه نيگاه بندازين آخر آقاجون به زير پاتون..
اگه ما رو دوست نداري يه اشاره بسمونه..
خودتون بگين که اين دل بميره يا که بمونه
ما ديگه حلقه به گوشيم، هرچي که بگين همونه...
بگين که اين صدا براتون بخونه يا که نخونه...
ما ديگه وقف شماييم.. قلبمون از اين تباره
تا شما سرور مايين.. برده بودن افتخاره
وقتي چشماتون ميتابه، اين ستاره يه سرابه..
ما خراب اون چشاييم، آخه خمره ي شرابه
تا ما اهل انتظاريم.. جمعمون سرد و کسل نيست
جـــمعــــه روز خــــوب عشــــقــه.. روز تعطيلي دل نيست
کي مياين قبله ي عالم تا دلامون بشه روشن
کي مياين يوسف زهرا خوشم به بوي پيرهن
توي عرش رو قله هايين، خودتون بگين کجايين؟
توي اين شبا آقا جون.. نجفين يا کربلايين
بي شما سينه ي عاشق تپيدن رو کم مياره
بي شما باغ ستاره ديگه روشنا نداره
بيشتر از هــــــزار و صـــــــد ســـــــال .... جاتون اينجا مونده خالي....
بي حضورتون والله نداره زندگي حالي...


 


 

فايل مداحي اين شعر رو هم مي تونيد از اينجا بگيريد(براي دانلود روي اين لينك كليك راست كرده سپس گزينه

save target as...کلیک کنید)

.


 

امكان ديدار بقیة الله؛ انسان کامل

امكان ديدارامام‏ مهدى علیه السلام در كلام نبى‏اكرم صلی الله علیه و آله

امكان ديدارسوال جبرائیل از امام عصر (عج)

امكان ديدارعقاید ملتهای مختلف در مورد موعود و منجی در ادیان


 
نوشته شده توسط:پرستو در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387 براي مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد
| لينک ثابت |

    خاطرات سید علی اكبر ابوترابی

خاطرات سید علی اكبر ابوترابی

حاج آقا ابوترابی

بچه های شجاع خمینى

    بارها پیش مى‏آمد كه تلویزیونها و رادیوهاى مختلف یا روزنامه‏ها از قول سازمانهاى مختلف بین‏المللى صحبت از صلح و آتش‏بس بین ایران و عراق مى‏كردند، ولى مأمورین بعثى مى‏گفتند: همه اینها حرف است و این جنگ فقط به اراده‏ى یك نفر تمام مى‏شود و آن هم رهبر شماست. تا او نخواهد هیچ وقت آتش‏بس نمى‏شود.

یك روز، حدود ساعت دو بعد از ظهر، تلویزیون عراق، ناوهاى آمریكایى را نشان مى‏داد كه وارد خلیج فارس شده بودند و جنگ به خلیج كشیده شده بود. از دور به وضعیت ایران هم اشاره‏اى مى‏كرد. در همین زمان، یكى از كشتیهاى جنگى آمریكا را نشان داد كه مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود. نگهبان بعثى آسایشگاه فحشى به نیروهاى عراقى و صدا و سیماى عراق داد و گفت: من كه مى‏دانم شما این‏قدر شجاعت و صلابت ندارید كه بتوانید گلوله‏اى به سمت نیروهاى آمریكایى پرتاب كنید، مگر این نیروهاى با شهامت ایرانى و بچه‏هاى شجاع خمینى باشند كه این جرأت را داشته باشند. این گلوله را هم آنها به سمت نیروهاى آمریكایى شلیك كرده‏اند.

ناو

 آرى، خود آنها هم از عظمت و صلابت امام خمینى و نیروهاى ایرانى متأثر شده بودند و به شدت از اسراى ایرانى مرعوب بودند؛ مخصوصاً از خصلت سازش ناپذیرى آنها.

 

خبرى كه راست بود

   در اردوگاه تكریت كه بودیم، یك روز دو نفر از بچه‏ها - كه آشپزهاى خودمان بودند- سراسیمه وارد آسایشگاه شدند. اشك در چشمانشان حلقه زده بود و گریه مى‏كردند. وقتى من متوجه موضوع شدم، آنها را به گوشه‏اى بردم و گفتم: شما عرب زبان نیستید، ممكن است خبر را درست نشنیده باشید.

حرم امام

از طرفى، حضرت امام كسالت دارند، شاید شما این خبر را به جاى خبر فوت شنیده باشید. پس به كسى چیزى نگویید تا به شما بگویم چه كار كنید.

 با این دو نفر هنوز مشغول صحبت بودم كه مسئول ایرانى اردوگاه آمد و گفت: ابوترابى، با من بیا، كارت دارم! او مرا به آسایشگاه خودشان برد و گفت: تا حالا چندین بار خبر فوت امام را به دروغ به ما داده‏اند، اما این بار این خبر را از رادیو شنیده‏ایم. من خودم فكر كردم باز هم دروغ است، اما تحقیق كردم و دیدم تمام رادیوهاى بیگانه هم این خبر را منتشر كرده‏اند. فرمانده عراقى اردوگاه نگران بود كه اگر بچه‏ها خبر را بفهمند درگیرى و شورش ایجاد شود. من به او گفتم: اگر شما بخواهید جلو آنها را بگیرید اوضاع خراب‏تر مى‏شود، ولى اگر با آنها كارى نداشته باشید، طبق معمول عزادارى خودشان را خواهند كرد و مشكلى هم به وجود نخواهد آمد و مسأله تمام مى‏شود.

 آنها براى عاشورا و تاسوعا و مراسم عزاى امام حسین‏7 به ما اجازه عزادارى نمى‏دادند، ولى این بار از ترس و وحشت تسلیم شدند و اجازه‏ى عزادارى دادند و گفتند هر طور خواستید عزادارى كنید.

 من از آنها خواستم خبر را منتشر نكنند، چون اگر یكباره این خبر منتشر مى‏شد، مى‏توانست اثرات منفى‏اى براى بچه‏ها و خود آنها داشته باشد. براى همین، من به برادران گفتم، حضرت امام كسالتشان شدیدتر شده است. با شنیدن این خبر، بچه‏ها خیلى ناراحت شدند و بعضیها شروع به گریه كردند و عده‏اى به برگزارى مراسم دعاى توسل پرداختند. عراقى‏ها هم كارى نداشتند، چون خودشان قبول كرده بودند كه بچه‏ها عزادارى كنند.

آزاده، حاج سیدعلى اكبر ابوترابى‏

منبع: مؤسسه فرهنگى پیام آزادگان‏


 
نوشته شده توسط:پرستو در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387
| لينک ثابت |

    طنز اسارت

طنز اسارت

نوروز رزمندگان

كولی

یک بار دو نفر از بچّه‏ها سر کولی گرفتن از سرباز عراقی شرط‏بندی کردند. یکی از آنها مدّعی بود که می‏تواند از او سواری بگیرد و دیگری می‏گفت که سر یک بسته سیگار شرط می‏بندم که نمی‏توانی! همون موقع سرباز وارد آشپزخانه شد و آن برادر از او پرسید: تو قوی‏تری یا من؟ سرباز عراقی بادی به غبغب انداخت و خندید و گفت: البته من! تو با این بدن ضعیف و لاغر مردنی و تغذیه‏ی کم اصلاً زوری نداری و من از تو خیلی قوی‏ترم. برادر بسیجی گفت: اگر راست می‏گویی که زورت زیادتر است، دو دور مرا دور آشپزخانه بچرخان، بعد هم من تو را می‏چرخانم تا ببینیم زور چه کسی بیشتر است؟ سرباز عراقی با نگاهی مردّد کمی درباره‏ی این پیشنهاد فکر کرد و سپس پذیرفت که او را پشت خود سوار کند و دور آشپزخانه بگرداند. نوبت به برادر بسیجی که رسید، او بظاهر قدری تلاش کرد و سپس گفت که متأسفانه نمی‏تواند آن هیکل گنده را بچرخاند. خبر این موضوع بسرعت در تمام اردوگاه پیچید و تا مدتها اسباب خنده و شادمانی ما بود.

منبع:موسسه پیام آزادگان

 


 
نوشته شده توسط:پرستو در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387
| لينک ثابت |

    کوله پشتی

 

سلام دوستان دیدم خیلی وقته کتابی توی کوله پشتی نگذاشتم

سالروز آزادی آزادگان رو بهونه کردم تا یه کتاب توپ رو بهتون معرفی کنم

 

  • نام کتاب :حکایت زمستان
  • نویسنده:سعید عاکف
  • تعداد صفحه: ۲۸۴
  • قطع کتاب:رقعی

این کتاب به قلم آقای سعید عاکف در بر دارنده گوشه هایی از زندگانی  جهاد و اسارت جانباز و آزاده گرامی آقای عباس حسین مردی است که با قلمی گیرا و دستی توانمند و بسیار زیبا نگاشته شده  


 
نوشته شده توسط:پرستو در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387
| لينک ثابت |

    پرستو ها آمدند

 آغاز بازگشت آزادگان سلحشور

روز 26 مرداد سال 1369، میهن اسلامی شاهد حضور آزادگان سرافرازی بود که پس از سال ها اسارت در زندان ها و اسارتگاههای مخوف رژیم بعث عراق، قدم به خاک پاک میهن اسلامی خود گذاشتند. در این میان ستاد رسیدگی به امور آزادگان که در 22 مرداد 69 تشکیل شده بود و به تبادل انبوه اسرا پرداخت. این ستاد با مساعدت و همراهی دیگر دستگاه ها، تبادل حدود چهل هزار آزاده را با همین تعداد اسیر عراقی انجام داد.

آزادگان، با ایمان راسخ خود در برابر همه فشارهای جسمی و روحی دشمنان ایستادند و روابط اجتماعی جامعه کوچک اردوگاهی خود را بر پایه اخلاق حسنه بنا نهادند و از شکنجه های مزدوران بعث هراسی به خود راه ندادند. آزادگان، صبورتر از سنگ صبور و راضی ترین کسان به قضای الهی بودند. اینان سینه هایی فراخ تر از اقیانوس داشتند که از همه جا و همه کس بریده و به خدا پیوسته بودند، آزاده نامیده شدند چون از قید نفس و نفسیات رهایی یافته بودند. 

و امروز یادآور بازگشت غرور آفرین مردان و زنان آزاده ای است که پس از تحمل سال ها شکنجه و دوری از عزیزان خویش، به وطن بازگشتند و به انتظار میلیون ها ایرانی پایان دادند. در این روز، شکیبایی مادران، پدران، همسران و فرزندان این آزاد مردان به بار نشست و سال های نگرانی و شوق دیدار به پایان رسید  و وعده الهی تحقق یافت: «و بشر الصابرین».

نه تنها استقامت آزادگان در اردوگاه های دژخیمانه رژیم بعث، بلکه صبر و پایداری خانواده های این عزیزان ستودنی است. عرصه پر برکت دفاع مقدس، صحنه حضور مردان و زنان با ایمانی بود که با پیروی از تعالیم عالیه اسلام و تحت رهبری حکیمانه حضرت امام خمینی (ره) توانستند حماسه ای به یادماندنی و جاودان از خود به بادگار بگذارند. اینان اگر چه در بازگشت از اسارت، مقتدا و امام خویش را ندیدند، اما با نایب بر حق وی میعادی همیشگی بستند و بر عهد خویش با خون شهیدان پایبند ماندند. آزادگان دلاور و سرافراز با الهام از مکتب انسان ساز اسلام و سیره ائمه اطهار و با درس گرفتن از زندگی انقلابی و حماسه ساز حضرت زینب (س) که اسوه صبر و پایداری بود، توانستند دوران دشوار اسارت را پشت سر نهند و شکوه مقاومت و سرافرازی را بر صحیفه درخشان ایران اسلامی ثبت کنند. بی شک سال ها محرومیت این سرو قامتان تاریخ باعث شد که آنان امروز بیش از هر فرد دیگری در مسیر سبز موفقیت گام بردارند و الگو، اسوه و افتخار میهن خویش باشند.

                                                                                                               از سایت تبیان


 
نوشته شده توسط:پرستو در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387
| لينک ثابت |

    ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان

سلام جوونها روزمون مبارک

ولادت شبیه رسول اکرم (ص) حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان بر تمامی جوانان و تمامی جهانیان مبارک باد

جوانعلی‏اکبر علیه‌السلام الگوی جوانان 

جوانجوانی از دیدگاه علی علیه‌السلام

جوانسفارش‌های جوانی(رهنمودهای اخلاقی و تربیتی بزرگان به جوانان )

 


 
نوشته شده توسط:پرستو در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 براي مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد
| لينک ثابت |

    تركش ولگرد 2(طنز از نوع جبهه اي)

ميكشمت مزدور(؟؟!!) 

 

اوایل جنگ بود و ما با چنگ و دندان و با دست خالی با دشمن تا بن دندان مسلح می جنگیدیم. بین ما یکی بود که انگار دو دقیقه است از انبار ذغال بیرون آمده بود! اسمش عزیز بود. شب ها می شد مرد نامرئی! چون همرنگ شب می شد و فقط دندان سفیدش پیدا می شد. زد و عزیز ترکش به پایش خورد و مجروح شد و فرستادنش به عقب.

وقتی خرمشهر سقوط کرد، چقدر گریه کردیم و افسوس خوردیم. اما بعد هم قسم شدیم تا دوباره خرمشهر را به ایران باز گردانیم. یک هو یاد عزیز افتادیم. قصد کردیم به عیادتش برویم. با هزار مصیبت آدرسش را در بیمارستانی پیدا کردیم و چند کمپوت گرفتیم و رفتیم به سراغش. پرستار گفت که در اتاق 110است. اما در اتاق 110 سه مجروح بستری بودند. دوتایشان غریبه بودند و سومی سر تا پایش پانسمان شده بود و فقط چشمانش پیدا بود. دوستم گفت:«اینجا که نیست، برویم شاید اتاق بغلی باشد!» یک هو مجروح باند پیچی شده شروع کرد به ول ول خوردن و سر و صدا کردن. گفتم:«بچه ها این چرا این طوری می کنه؟ نکنه موجیه؟» یکی از بچه ها با دلسوزی گفت:«بنده ی خدا حتما زیر تانک مانده که این قدر درب و داغون شده!» پرستار از راه رسید و گفت: «عزیز را دیدید؟» همگی گفتیم :« نه کجاست؟» پرستار به مجروح باندپیچی شده اشاره کرد و گفت:«مگر دنبال ایشان نمی گردید؟» همگی با هم گفتیم :«چی؟این عزیزه!؟»

رفتیم سر تخت. عزیز بدبخت به یک پایش وزنه آویزان بود و دو دست و سر و کله و بدنش زیر تنزیب های سفید گم شده بود. با صدای گرفته و غصه دار گفت:«خاک تو سرتان. حالا مرا نمی شناسی؟» یه هو همه زدیم زیر خنده. گفتم:« تو چرا اینطور شدی؟ یک ترکش به پا خوردن که اینقدر دستک دنبک نمی خواهد!» عزیز سر تکان داد و گفت :« ترکش خوردن پیش کش. بعدش چنان بلایی سرم امد که ترکش خوردن پیش آن ناز کشیدن است!» بچه ها خندیدند. آنقدر به عزیز اصرار کریم تا ماجرای بعد از مجرویتش را تعریف کند.

_ وقتی ترکش به پام خورد مرا بردن عقب و تو یک سنگر کمی پانسمانم کردند و رفتند بیرون تا آمبولانس خبر کنند. تو همین گیر و دار یه سرباز موجی را آوردند انداختن تو سنگر. سرباز چند دقیقه ای با چشمان خون گرفته برّ و برّ مرا نگاه کرد. راستش من هم حسابی ترسیده بودم و ماست هایم را کیسه کرده بودم. سرباز یه هو بلند شد و نعره ای زد:« عراقی پست می کشمت!» چشمتان روز بد نبینه، حمله کرد بهم و تا جان داشتم کتکم زد. به خدا جوری کتکم زد که تا عمر دارم فراموش نمی کنم. حالا من هر چه نعره می زدم و کمک می خواستم کسی نمی آمد. سربازه آنقدر زد تا خودش خسته شد و افتاد گوشه ای و از حال رفت. من فقط گریه می کردم و از خدا می خواستم که به من رحم کند و او را هر چه زودتر شفا دهد. بس که خندیده بودیم داشتیم از حال می رفتیم. دو مجروح دیگر هم روی تخت هایشان دست و پا می زدند و کر کر می کردند.

عزیز ناله کنان گفت:« کوفت و زهر مار هر هر کنان؟ خنده داره. تازه بعدش را بگویم. یه ساعت بعد به جای آمبولانس یه وانت آوردند و من و سرباز موجی را انداختند عقبش و تا رسیدن به اهواز یه گله گوسفند نذر کردم دوباره قاطی نکند. تا رسیدیم به بیمارستان اهواز دوباره حال سرباز خراب شد. مردم گوش تا گوش دم بیمارستان ایستاده بودند و شعار می دادند و صلوات می فرستادند. سرباز موجی نعره زد و گفت:« مردم این یک مزدور عراقی است. دوستان مرا کشته!» و باز افتاد به جانم. این دفعه چند تا قل چماق دیگر هم آمدند کمکش و دیگر جان سالم در بدنم نبود یه لحظه گریه کنان فریاد زدم:« بابا من ایرانیم، رحم کنید.» یه پیر مرد با لحجه عربی گفت:« آی بی پدر، ایرانی ام بلدی؟ جوانها این منافق را بیشتر بزنید!» دیگر لشم را نجات دادند و اینجا آوردند. حالا هم که حال و روز من را می بینید.» پرستار آمد تو و با اخم و تخم گفت: « چه خبره؟ آمده اید عیادت یا هرهر کردن. ملاقات تمامه. برید بیرون!» خواستیم با عزیز خداحافظی کنیم که ناگهان یه نفر با لباس بیمارستان پرید تو و نعره زد:« عراقی مزدور، می کشمت!» عزیز ضجّه زد:« یا امام حسین. بچه ها خودشه. جان مادرتان مرا از اینجا نجات دهید!»


 کتاب رفاقت به سبک تانک صفحه 21 


 
نوشته شده توسط:پرستو در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387
| لينک ثابت |

    سندي محکم بر جنايات آمريکا در جنگ 8 ساله

سندي محکم بر جنايات آمريکا در جنگ 8 ساله

صدام و رامسفلدسلاح هاي شيميايي

اين مقاله که شايد بتوان گفت تنها نشريه نسبتا حقيقت گوي آمريکايي آن را منتشر کرده در ايامي که بازرسان سازمان ملل و در واقع،بخشي از نيروهاي آمريکايي در حال بررسي(!)سلاح هاي کشتار جمعي عراق يا محو کردن آن مدارک(!) بوده اند، تهيه و منتشر شده است و خود سند متقن ديگري بر مظلوميت فرزندان فداکار کشور عزيز ما در تجاوز و جنگ نابرابر و ناجوانمردانه است.باشد که انتشار ترجمه فارسي آن نسخه ديگري را بر کتاب قطور جنايات آمريکا در جنگ هشت ساله بيفزايد.

                                                          براي مشاهده ادامه مطلب به لينك مطلب مراجعه نماييد


 
نوشته شده توسط:پرستو در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 براي مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد
| لينک ثابت |

    أنا خالد الاسلامبولي(بمانسبت شهادت شهيد خالد اسلامبولی )

أنا خالد الاسلامبولي

 شهيدخالد الاسلامبولي

وقتي جمال عبدالناصر، رييس‌جمهور محبوب عصر، چهره در نقاب خاک کشيد، کسي به جايش نشست که نه تنها ذره‌اي مثل ناصر نبود، بلکه در پليدي، پله‌هاي سقوط را يکي پس از ديگري طي کرده بود؛ انور سادات.

براي مشاهده  وصيت نامه شهيد خالد اسلامبولی اوادامه مطالب به لينك مطلب مراجعه نماييد


 
نوشته شده توسط:پرستو در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 براي مشاهده ادامه مطلب اينجا كليك كنيد
| لينک ثابت |