|
مردان بی ادعا
|
|
آنکس میتواند از سیم خاردارهای دشمن
عبور کند که قبلا از سیم خاردارهای نفس
خویش عبور کرده باشد
نوشته شده توسط:پرستو در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|
|
عرش زمینی (مناطق عملیاتی 8 سال دفاع مقدس
|
|
فكه فكه بند التهاب روز دهم است خورشيد فكه همان است كه خداوند به آن قسم ياد كرده استفكه ايها خلق و خوي احمدي داشتند وعلي وار رشادت ومردانگي بخرج دادند وحسين گونه و مظلومانه در خاك خفتند. پيكرهاشان هدف تير جفا گرديد.بدن علي اكبرها زير شني تانكها له شد.پاره هاي بدن قاسم بن الحسن را بايد دركانال سوم گردان حنظله جست و جوكرد.آه از آن لحظه كه تركش خمپاره زماني،حرمله وار گلوي علي اصغر را در آغوش پدر،پاره پاره كرد. طلوع وغروب فكه سرخ است . پهلوي زهراي اطهر در ارتفاع 143،آنجا كه بر روي پيكر پنجاه شهيد سنگر بتني بنا كردند،شكست و صورتش نيلي گشت. فكه يگانه سرزمين بكر دست نخورده اي است كه ساكنان آن با خدا معامله وتجارتی سودمند داشتند و شاید خداوند فکه را خلق کرد تا هر عصری کربلائی داشته باشد. سرزمینی پهناور از رمل و ماسه،با چند تا تپه ماهوری. شیار بین دو تپه،تنها جان پناه نیروها وپر از مین والمِری. دشمن محاصره شان کرد. آتش تمامی نداشت. بچه ها سه روز مقاومت کردند. بدون آب ، در بدترین وضعیت. و سرانجام فكه شد قتلگاه. فكه آرام و ساکت، ناگفته هایی از شهادت اسراء ومجروحین را در سینه دارد. گروه تفحص در حین عملیات جست وجو به سیمهای تلفنی رسیدند که از خاک بیرون زده بود.رد سیمها را گرفتند و رسیدند به دسته ای از شهدا که دست وپایشان را با این سیمها بسته بودند. معلوم بود که زنده بگور شده اند .اجساد مطهری هم پیدا شد که معلوم بود قبل از شهادت آنها را آتش زده اند ... واز فراز این جانبازیهاست که من و تو آسوده نفس میکشیم. و ای شهیدان! حراممان باد زندگانی اگر بی یادتان بنشینیم.![]()
نوشته شده توسط:پرستو در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|
|
تركش ولگرد (طنز از نوع جبهه اي)
|
|
پرسپولیس هورا استقلال سوراخ؟؟!!(این مورد یک مورد واقیعه ومن بی طرفی خود و وبلاگم رو از طرفداری تیمهای فوتبال اعلام میکنم) علی همسایه مون ازمن چند سالی کوچکتر بود ،من استقلالی بودم اونم پرسپولیسی همیشه هم سر این موضوع دعوامون میشد. وقتی بااصرار زیاد اومد جبهه،افتاد تو گردان ما، دو سه روز تا عملیات مونده بودکه ما دوباره سر تیمهای مورد علاقه مون جروبحث مون شد ،آخرشم کارمون کشید به دعوا و قهر کردن. ********** نگران علی بودم از دیشب که عملیات کرده بودیم دیگه ندیده بودمش،کم کم دیگه داشم گریه میکردم :خدایا نکنه علی اسیریا شهید شده نکنه مجروح شده و جایی مونده . دیگه داشم از نگرانی دق میکردم که یه دفعه شنیدم چند نفر با فارسی لهجه دار شعار میدن: پرسپولیس هورا استقلال سوراخ؟؟!!اشکامو پاک کردم ورفتم بیرون دیدم همه بچه ها جمع شدن و دارن میخندن اونورتر چند تا اسیر عراقی دیدم که دارن بصورت شعار گویان میان علی هم روی گردن یه درجه دار نشسته و با اونها شعار میده ،دویدم طرفشون،علی تا منو دید از گردن درجه داره پایین پرید ومنو بغل کرد و گفت ببین حتی عراقی ها هم پرسپولیسین این اولین بار توی عمرم بود که ازاین شعار کیف میکردم ،اُسرا هم که نمیدونستن دارن چی میگن باز شعار دادن ومن علی غش غش زدیم زیر خنده!
نوشته شده توسط:پرستو در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387
|
|
|
| لينک ثابت
|
|